نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
مروری بر زندگی شهید شاخص دانش آموزی کشور در سال 92
شهید احمد رضا عباسی شهید شاخص دانش آموزی کشور در سال 92 معرفی شد.
شهيد احمدرضا عباسي فرزند حاج قدرت اله در شهريور 1344 درشهرآستانه ودر خانوادهاي متوسط با بافت مذهبي ديده به جهان گشود.او تحصيلات خود را در آموزشگاههاي اين شهر آغاز كرد و در دوران تحصيل جزء زبده ترين دانش آموزان به شمار ميرفت.

دوران نوجواني احمد در سن 12 سالگي مقارن با مبارزات  انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني بود. قبل از پيروزي انقلاب همزمان با تظاهرات خياباني مردم شريف آستانه دوشادوش آنان عليه رژيم پهلوي حضور فعال داشت. او به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران خميني كبير علاقه وافر داشت آنچنانكه در وصيتنامه اش ميگويد:اي خميني ، رهبر عزيز بدان كه ما تا آخرين قطره خون پيرو توايم و ادامه دهندگان راه ما پيرو تواند و هيچگاه از تو دست بر نخواهيم داشت و اي رهبر عزيزما پشتوانه اسلام، انقلاب و رهبر انقلاب هستيم و بعد از ما خون ما، پيام خون ما و پيام رسانان خون ما پشتوانه انقلاب و رهبر انقلابند».

احمد خيلي پيگير مسائل جنگ ايران و عراق و نتايج آن بود و تحمل در خانه ماندن را نداشت و از اين رو هنگامي كه در سال چهارم دبيرستان تحصيل مي كرد در دي ماه 61 داوطلبانه از طريق بسيج  به جبهه جنوب  عزيمت كرد و در فصل بهار62 و موسم شكوفايي لاله ها به عنوان شهيدي رعنابر گونه بهار و لاله اي ناشكفته در پاسگاه زيد عراق در خونش غلتيد تا با شهادتش مرگ ذلت بار را به انزوا كشد و دشمن زبون را رسوا كند. لباس شهادت بر تن او  زيبنده ومبارك بود و از قضا بعد از شهادتش چشمانش باز بود و اين امر تحقق  بخشي از وصيتنامه كتبي او بود كه بعد از شهادت «چشمانم را باز گذاريد تا بدانند كه كور كورانه به جبهه نرفته ام »


احمد ، چهره بشاش و قد افراشته ،تیزهوش ،مومن ، با پشتکار ، مردمدار و خوش برخورد بود او با صبر و بردباری و با اعتماد به نفس زیاد ، مشکلات را حل می کرد در خانواده با اعضای خانواده بسیار رعوف و مهربان و برای فامیل و بستگان احترام خاصی قائل بود
احمد تحصیلات  پایه او ل و دوم ابتدای  را در دبیرستان ابن سینا و پایه سوم  ، چهارم و پنجم ابتدایی را در دبستان نوبنیاد آستانه ،مقطع راهنمایی حکیم نظامی و مقطع دبیرستان را در دبیرستان نصراله عزیز سلطانی (شهید مطهری) شهر آستانه طی کرد .و تا لحظه شهادتش که در سال چهارم دبیرستان درس می خواند و در همانجا ادامه تحصیل داد.

احمد از جمله زبده ترین دانش آموزان بود علاقه زیادی به تحصیل  علم و دانش داشت او جوایزی به عنوان کسب رتبه اول به لحاظ پیشرفت تحصیلی دریافت کرده است احراز رتبه اول کلاس در دو پایه سوم وچهارم ابتدایی ،و سال های دوم و سوم دبیرستان  از جمله آنهاست در تحصیل بسیار جدی و برنامه محور بود و برنامه های درسی خود را به خوبی تنظیم و به موقع اجراء می کرد اوقات فراغت او بیشتر به مطالعه کتاب های غیر درسی و انجام فعالیت فرهنگی و هنری می گذ شت

به کتاب و کتابخوانی علاقه داشت  . علاوه بر عضویت در کتابخانه ، مقدار پولی را که بدست می آورد صرف خرید کتاب های مذهبی می کرد در کتابخانه اختصاصی شهید 129 جلد کتاب از او باقی مانده است از جمله آنها (نهج البلاغه ،صحیفه سجادیه ، شهید معلم دکتر علی شریعتی ، زنده یاد آیت ا... طالقانی ، استاد شهید مطهری وکتاب های دینی واخلاقی ، سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی ....)

دوران شکوفائی احمد در سن 13 در سال 1357 قبل از پیروزی انقلاب همزمان با اعتراض مردم در خیابانها ،به رغم کمی سن در تظاهرات مردم آستانه علیه رژیم  پهلوی حضوری جدی داشت و همزمان در برنامه های انقلابی  مجالس و مساجد آستانه شرکت می کرد

او در تاریخ 14/9/1361به پایگاه بسیج رفت و برای اعزام به جبهه و حضور در کنار رزمندگان نام نویسی کرد و در تاریخ پنج شنبه 18/9/1361 جهت اموزش نظامی به پادگان حمزه تهران اعزام شد . انچنانکه همرزمان او می گویند : او در پادگان حمزه بسیار با نشاط و سرحال بود و با اعتماد به نفس بالا ، بطور منظم در کلاس های آموزش نظامی شرکت می کرد

مادر شهید احمدرضا عباسی هنگام بدرقه به جبهه



او در تاریخ 20/12/1361 به همراه تیپ قمر بنی هاشم ، گردان یا زهرا به نزدیکی پاسگاه زید عراق واقع درمرز مشترک ایران و عراق  30کیلومتری شمال خرمشهر اعزام شد و سپس در ساعت 16:30 روز 7/1/1362 در آغاز سال نو و سر آغاز فصل بهار و شکوفائی لاله ها و گل ها هنگام عزیمت به سنگر فرماندهی جهت گفتگو با فرمانده اش ، مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت .

لباس فرم شهید احمدرضا عباسی
 دانش آموز شهید احمدرضا عباسی در جبهه دو دست لباس رزم داشت. یک دست آن که بر تنش بود کفنش شد . شهیدی که در میدان جبهه به شهادت می رسد غسل و کفن نیاز ندارد. از اینرو احمدرضا با لباس رزم کاملاً خون آلود و البته پیچیده در پارچه سفید در جایگاه ابدی خود آرام گرفت.

 

دست دوم لباس این شهید  و چفیه اش در حال حاضر نزد خانواده موجود است. لباس شهید یادگار و نشان رزم بی امان رزمندگان سلحشور ما علیه تجاوز دشمنان به دین و میهن اسلامی است. احمد روی لباس فرم نظامی با دست خط خودش نوشته: احمدرضا عباسی اعزامی از اراک- آستانه شماره پلاک CJ-009-014 - تیپ قمر بنی هاشم(س).


یادداشت روزنامه اطلاعات برای شهید احمدرضا عباسی

روزنامه اطلاعات در روز چهارشنبه  تاریخ 27فروردین 1365در ستون «راه شهیدان»  یادداشتی در باره شهید احمدرضا عباسی به چاپ رسانده است.این روزنامه برای این مطلب تیتر «دنیا بداند که من رفتن به جبهه را با بینایی و بصیرت انتخاب کردم» برگزیده است. بگزارش نامه شازند، متن یادداشت به شرح زیر است.


شهید احمدرضا عباسی در شهریور 1344 شمسی در آستانه اراک چشم به جهان گشود. او در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و تحصیلات خود را در آموزشگاه های آستانه آغاز کرد  و در دوران تحصیل جزو زبده ترین دانش آموزان به شمار می رفت. دوران شکوفایی احمد در سن 13 سالگی مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) است.

قبل از انقلاب همزمان با تظاهرات خیابانی، احمد علیرغم کمی سن و جسم کوچک در تظاهرات علیه رژیم منحوس پهلوی حضور فعال داشت.

احمدرضا  به اسلام و انقلاب خون بار اسلامی خیلی اعتقاد و ایمان داشت. او در جایی می نویسد «همگی ما الان مسئولیت بزرگی داریم. زیرا اگر خدای ناکرده این نهال تازه  آبیاری شده انقلاب از طرف دشمنان ضربه ببیند، همگی ما مسئولیم».

او به امام امت خمینی کبیر علاقه وافر داشت و عشق بیش از حد او همراه با شناخت آگاهانه از امام عزیز این مسئله را به وجود آورده بود که همه را  به پیروزی از امام سفارش کند. «مبادا در این زمان از نایب الامام خمینی دست برداشته و خدای ناکرده خطا کنید».

« ای خمینی رهبر عزیز بدان که ما ا آخرین قطره خون پیرو توایم و ادامه دهندگان راه ما نیز پیرو تو هستند و هیچ گاه از تو دست بر نخواهند داشت، و ای رهبر عزیز ما پشتوانه اسلام و انقلاب و رهبر انقلاب هستیم و بعد از ما خون ما، پیام خون ما و پیام رسانان خون ما پشتوانه انقلاب و رهبر انقلابند».

احمد خیلی به جنگ فکر می کرد و تحمل خانه ماندن را نداشت. بدین لحاظ هنگامی که در سال چهارم اقتصاد اجتماعی تحصیل می کرد، مصمم شد که به جبهه عزیمت نماید. لذا پس از طی دوره آموزشی به جبهه نور علیه ظلمت اعزام شد و برای مدتی در تنگه رقابیه و منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی در منطقه عملیاتی رمضان و پاسگاه زید به نبرد با دشمنان پرداخت.

او در غروب خونین 7 فروردین 1362 در آغاز سال نو و در سر آغاز فصل بهار و شکوفائی لاله ها و گل ها به عنوان شهیدی بر گونه بهار راست قامت و جاودانه تاریخ در خونش غلتید و آخرین کلماتش را در غروب خورشید و آمدن سیاهی شب به پایان رساند و قامت بلند و استوار او ایستاده مرد تا با شهادتش مرگ ذلت بار را به انزوا کشد و دشمن زبون را رسوا کند.

لباس شهادت بر او زیبنده و مبارک بود. بعد از شهادتش چشمانش باز بود و این امر تحقق وصیت او مبنی براینکه « چشمانم را باز بگذارید تا بدانند کورکورکورانه به جبهه نرفته ام بود.

او جبهه را بدون انگیزه و هدف انتخاب نکرده بود، بلکه با بینایی و بصیرت خاص خود از رفتن به جبهه هدف و انگیزه داشت و در این رابطه در وصیت نامه شهید چنین می خوانیم. «سلام بر شما پدر و مادری که مرا در راه اسلام  و میهن اسلامی روانه میدان کارزار کردید تا پیکر قطعه قطعه ام را تحویل بگیرید. راستی مگر پیکر ما از پیکر شهیدان بدر و احد عزیزتر است و در جایی دیگر می افزاید «بدانید من دانسته و آگاهانه در این راه آمده ام و چشمانم را باز گذارید تا بدانند کورکورانه به جبهه نرفتم و دستانم را از تابوت  بیرون گذارید تا دنیا پرستان بدانند که از دنیا هیچ چیز جز اعمال نمی توان برد».

شهید احمدرضا عباسی از زمره آنها بود که وجودش را در عمق اسلام  فدا کرد تا مکتب را درحد خویش باقی نگاه دارد. مکتبی که تا کنون با خون هابیل ها و حسین ها پاسداری شده بود. این ستاره فروزان که در قعر سیاهی لشگریان صدام حسین درخشیدن آغاز کرد، هجرتش را در کربلای جنوب با شهادت به اتمام رساند تا زندگی جاوید را بیاغازد و الحق که با اسلحه شکست ناپذیر اسلام مبارزه آسیب ناپذیری را تداوم بخشید. باشد که از خون سرخ او درخت اسلام همچنان با طراوت و سر سبزی باقی بماند.


سنگ قبر و محل دفن شهید احمدرضا عباسی

دانش آموز شهید احمدرضا عباسی در اول شهریور ۱۳۴۴ شمسی در شهر آستانه از توابع شهرستان شازند استان مرکزی دیده به جهان گشود.

او در ۷فروردین ۱۳۶۲ شمسی در حومه پاسگاه زید عراق به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید به زادگاهش آستانه منتقل و در جوار زیارتگاه سهل بن علی(ع) در گلزار شهدای آستانه و در کنار سایر همرزمانش رخ در نقاب خاک پوشیده است.

گفتنی است شهر آستانه در ۴۰کیلومتری جنوب غربی شهر اراک مرکز استان مرکزی و ۶کیلومتری جنوب غربی شهر شازند قرار دارد . راه ارتباطی  این شهر از سه راهی شازند؛  واقع در کیلومتر ۲۶ مسیر جاده اصلی اراک به ملایر و از انجا در مسیر به شهر آستانه است.


نگارنده : fatehan1 در 1392/8/8 11:19:19


نظرات :

دبیر
شهدای ساخص دیگه دیگه چیه؟ شهدا همه شاخص بودن ....لطفا جلوی این تبعیض بین شهدا را بگیرین...شهددا همه شاخصن....البته این نظر شخصیمه...
1392/10/19 21:20:13 :: ارسال پاسخ