نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
ماجرای بخشش سرباز خطاکار ارتش شاهنشاهی و شهادتش در عملیات «کربلای ۵»
روایتی از حمید داوود آبادی «حمید داودآبادی» رزمنده، جانباز و پژوهشگر دوران دفاع مقدس در صفحه اجتماعی خود با اشاره به ماجرای شهادت سرباز خطاکار ارتش شاهنشاهی در دوران دفاع مقدس، نوشت: در هنگامه انقلاب اسلامی، در یکی از شهر‌های شمالی کشور، یکی از سربازان ارتش شاهنشاهی، شروع به تیراندازی سمت مردم تظاهرکننده می‌کند؛ مردم به کوچه‌های فرعی پناه می‌برند و سرباز به دنبال آن‌ها می‌دود. در یک کوچه بن‌بست، سرباز با دستور فرمانده خود شروع می‌کند به تیراندازی...

در همان لحظه یک دختر ۹ ساله، خواهر شش ماهه خود را بغل کرده و پشت در ایستاده بود و به سر و صدای مردم گوش می‌داد. هنگامی که سرباز با اسلحه قوی «ژ-۳» به داخل کوچه تیراندازی می‌کند، گلوله از در خانه رد شده و به کودک شش ماهه می‌خورد و از پشت بدن دختر ۹ ساله خارج می‌شود. هر دو دختر، در یک آن و با یک گلوله، باهم به شهادت می‌رسند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بهمن ۵۷ مردم سرباز را شناسایی و دستگیر کردند و به دادگاه انقلاب سپردند. پدر دختران شهید، از خون فرزندانش گذشت و سرباز خطاکار بعد از مدتی آزاد شد.

بهمن ۱۳۶۵ در عملیات «کربلای ۵» در شلمچه، پدر آن دو دختر که به جبهه اعزام شده بود، در سنگر با یکی از رزمندگان آشنا می‌شود. در بین حرف‌ها، پدر متوجه می‌شود این رزمنده، همان سربازی است که دختران او را به شهادت رسانده است؛ هیچ نمی‌گوید تا رزمنده شرمنده نشود.

در ادامه عملیات، پدر و سرباز، هر دو در کنار هم به شهادت می‌رسند و پیکرشان برجای می‌ماند و سال‌ها بعد به آغوش خانواده‌های‌شان بازمی‌گردد.

نگارنده : fatehan02 در 1398/6/2 15:18:58


نظرات :