نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
به مناسبت سالروز عملیات کربلای5
مردان شیر پر غضب کربلای پنج

کردند بر عدو غلبه کربلای پنج

یادش بخیرروزوشب کربلای پنج

شبهای پر زتاب وتب کربلای پنج

 

اری همانکه هست چنان بدر انقلاب

فرمودرهبری است شب قدر انقلاب                """

 

ان شب مقدرات خدارا رقم زدند

بر روی فرش عرش نشینان قدم زدند

با خون خویش گوشه ایران حرم زدند

گفتند یاعلی وز زهراش دم زدند

 

فرزندهای فاطمه شیران یل شدند

با دست مادرانه زهرابغل شدند

ان شب شلمچه غرق مناجات عشق بود

هر گوشه اش قبله حاجات عشق بود

انگار که زمان ملاقات عشق بود

یک حمله بود نه....عملیات عشق بود

 

 ذ گری شگرف قائله را عاشق کرد

نام شلمچه  را همه جا جاودانه کرد

 

این کار عشق بود اگر ماندگارشد

فتح الفتوح خارج از انتظارشد

یعنی شلمچه مرکز دارالقرارشد

خاکش اگر وجب به وجب گریه دار شد

 

از این بود که پاش به دریا گرفته است

عطر حضور حضرت زهرا گرفته است

 

در کربلای پنج ستم کیش ومات شد

از جانب ائمه به ما التفات شد

رمزی ظهور کردکه باب النجات شد

خاک شلمچه علقمه بی فرات شد

 

انسان که شیر ام بنین گفت یا حسین

هرکس فتاد روی زمین گفت یا حسین

 

 

وقتش رسید دیده چو باران کنیم باز

کاری شبیه خواندن قران کنیم باز

یاد ازستاره های درخشان کنیم باز

غرق غرور یاد شهیدان کنیم باز

 

انانکه در شریعه خون دست وپا زدند

در سجده های عشق خداراصدا زدند

 

ان عده ای  که مثل پرستوشدندوبعد

خورشید های گنبدمینوشدندوبعد

محرم شدند وفارغ غضواشدندوبعد

زوار روی ضامن اهوشدندوبعد

 

همسایه های عشق به عرش  برین شدند

تندیس های  عزت ایران زمین شدند

 

ان روزها رشادتشان چاره ساز شد

چم پرچمی سه رنگ که در احتزاز شد

خونین شدندوملت ما سر افرازشد

پرپر شدندوسفره ایثار بازشد

 

از خونشان که پایه دین  استوار گشت

نسل مدافعان حرم اشکار گشت

 

خواهید اگر نگاه به ایینه ها کنید

پلگ بصیرتی زده وچشم وا کنید

وانگه نظر به سوریه وکربلا کنید

سرباز های سینه سپر را دعا کنید

 

تا عشقشان شبیه اویس قرن شود

با دستشان بنای ستم ریشه کن شود

 

انان که در پناه حرم سر سپرده اند

ابیات رابیه مصرع اخر سپرده اند

در طوف عشق دل به کبوتر سپرده اند

 

 

تا که مبادا خشت حرم جابه جه شود

پای حرام زاده به این خانه وا شود

 

این عده ای که بال گشودندکربلا

ای کاش روز واقعه بودند کربلا

کز گوش گوشواره ربودند کربلا

رخسارها تمام کبودند کربلا

 

 

ان روز که حسین به پیکر سر نداشت

ناموس کردگار.به سر معجری نداشت

 

بودندکاش در طلب نیزه می شدند

تا اینک زخمی از غضب نیزه می شدند

سینه سپر سپر به لب نیزه می شدند

مقتول دست بی ادب نیزه می شدند

 

تا نیزه کم به پیکر خورشید جا کند

کمتر عقیله گریه خوف ورجا کند

خون خدا.لقا خدا.از خداش بود

میگفت اسقنی وعطش در صداش بود

خنجر به دست .شمر لعین از قفاش بود

چشمش بسوی خیمه.پی بچه هاش بود

زینب رسید ودید که وقت عزای اوست

بر روی شانه ی کس دیگر عبای اوست

       

        شاعر :سعید توفیقی


نگارنده : fatehan02 در 1395/10/20 15:43:50


نظرات :