نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
خط دشمن در عملیات «کربلای 5» چگونه شکست؟
«هنوز به خطّ دشمن نرسیده بودیم که محور برادر عابدینی و محمود امینی (گردان 410) لو رفت و با دشمن درگیر شدند. نزدیک موانع اوّل با دشمن درگیر شده بودند. ما هنوز آن جا بودیم که آتش روی ما هم شروع شد.»


 لشکر ثارالله در عملیات کربلای پنج، 41 مفقودالاثر،7 آزاده و 547 شهید تقدیم اسلام کرد. شهدایی که وصف آنها از این مختصر نوشتار، خارج است و قلم را یارا و توان توصیف آنها نیست.

در ادامه روایاتی لحظه به لحظه از عملیات کربلای 5 را از زبان رزمندگان می خوانیم.

کمی قبل از ساعت 22 روز چهارشنبه 18 دی ماه سال 1365 سه گردان از رزمندگان لشکر 41 ثارالله به سوی آب راه افتادند. ابتدا نیروهای گردان 410 غوّاص به فرماندهی شهید علی عابدینی در حالی که افراد گروهان های امام حسن(ع) به فرماندهی حسن صابری و امام سجاد(ع) به فرماندهی عباس علیزاده از گردان 412 که لباس غواصی پوشیده بودند، با فاصله ی کمی دنبال آنها حرکت می کردند، از جناح چپ خطّ حدّ لشکر، پای در آب گذاشتند.

محمد میرزایی، جانشین گردان 412: بچّه های ما به آن صورت شنا وارد نبودند

تصمیم لشکر بر این شد که یک گردان باید پشت سر گردان های غوّاص حرکت بکند و بعد از تبادل نظر، قرار بر این شد که گردان ما همان گردانی باشد که بعد از غوّاصان وارد خط بشود و خط شکن باشیم. بچّه های ما به آن صورت شنا وارد نبودند. صد در صد شنا یاد نداشتند و امکان داشت در منطقه شلمچه که می خواستیم وارد عمل بشویم، زیر آب، کانال یا سنگرِ تانک باشد و عمق آب جایی زیاد باشد. بنابراین نمی شد بچّه ها بدون تجهیزات وارد آب شوند و تصمیم گرفتند لباس غوّاصی بپوشند. اول تصمیم گیری شد که دو گروهان لباس غوّاصی بپوشند و هر گروهان از یک محور وارد عمل شود. بعد گفتند که هر سه گروهان باید لباس غوّاصی بپوشند و ما با توجّه به وقت کمی که در اختیار داشتیم با بچّه ها صحبت کردیم که همگی اعلام آمادگی کردند که هر گونه مانوری برای ما در نظر بگیرند ما با جان و دل حاضریم و با توکل به خدا انجام می دهیم. آب که نه، هر گونه مانع دیگر که باشد با توکل به خدا از آن می گذریم.

رزمندگان گروهان های امام سجّاد علیه السلام و امام حسین علیه السلام از گروهان 412 در حالی غوّاصان گردان 410 را همراهی می کردند که با توجّه به کمبودهای موجودّ عدّه ای از آنها کفش غوّاصی و گروه دیگری جوراب غوّاصی به پا نداشتند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

مجتبی زمانی، رزمندۀ عضو گروهان امام حسن مجتبی(ع) از گردان 412: تعدادی از بچّه ها کفش غوّاصی نداشتند

لباس های غوّاصی را تحویل گرفتیم، اما کمبودهای زیادی وجود داشت. تعدادی از بچّه ها کفش غوّاصی نداشتند فقط جوراب غوّاصی داشتند. با توجه به خار و خاشاک و سیم های خارداری که در منطقه بود و نازک بودن جوراب غوّاصی، بچّه ها نمی توانستند با آن راه بروند و بعضی هم نه کفش داشتند و نه جوراب غوّاصی.

محمد میرزایی، جانشین فرمانده گردان 412 نیز کمبودها را تائید کردند: ما نزدیک 280 نفر بودیم که مجموعاً 50 جفت کفش غوّاصی داشتیم

هر چه سعی کردیم که برای همه کفش غوّاصی تهیه کنیم مقدور نشد و بچّه ها حتی با پای برهنه و بعضی با جوراب غوّاصی و تک و توکی هم کفش غوّاصی داشتند. ما نزدیک 280 نفر بودیم که مجموعاً 50 جفت کفش غوّاصی داشتیم و حدود دویست و خورده ای کفش نداشتند و اکثراً جوراب غوّاصی داشتند و بعضی پای برهنه بودند که بعضی از بچّه ها کفش های کتانی پوشیده بودند.

اما این کمبودها نمی توانست حاج علی محمدی فرمانده گردان 412 و رزمندگان تحت امرش را از نبرد باز دارد. وی لحظاتی قبل از ورود به آب، وقتی برای آخرین بار با نیروهای گردانش صحبت می کرد گفت:

"ان شاالله مانور خوبی می شود . ان شاالله خداوند کمک می کند. ما قوی هستیم وپیروز می شویم. این معنویت شماست که شما را به پیروزی می رساند. لباس و کفش و جلیقه، این ها وسیله هستند. اگر ایمان کافی و معنویت داشته باشید( موفقیت) به این ها بستگی ندارد و این موانع چیزی نیست که از پیشرفت کار شما جلوگیری کند."

لحظاتی پس از حرکت گردان 410 غوّاص و گروهان های امام سجاد علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام از گردان 412 ، رزمندگان گردان 408 غوّاص نیز به صورت ستون حرکت خودشان را آغاز کردند. هنوز ستون به آب نرسیده بود که گلوله های دشمن اطراف شان به زمین خورد و رزمندگان در تاریکی شب متفرق شدند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

حسین خاکپور، پیک گردان 408: جوراب های غوّاصی را بیرون آوردم و با پای برهنه مشغول فعالیت شدم

"قبل از این که وارد آب بشویم به صورت اتفاقی چند گلوله دشمن اطراف بچّه های گردان که به ستون حرکت می کردند، به زمین خورد که باعث از هم پاشیدن ستون شد. من دو مرتبه از اول ستون تا آخر حرکت کردم تا صف را منظم کنم. آخرین گلوله هایی که اطراف مان خورد، گلوله های خمپاره بود که دقیقاً به نزدیک ستون بچّه ها اصابت کرد و باعث جدایی و از هم پاشیدن مجدد بچّه ها شد. انفجار به قدری نزدیک بود که زمین خوردم در حالی که می دویدم وباعث لیز خوردن و به زمین خوردنم می شد. با صورت به زمین می خوردم. دیدم با این وضع نمی شود راه رفت.جوراب های غوّاصی را بیرون آوردم و با پای برهنه مشغول فعالیت شدم."

از آن جا که گردان 408 در عملیات کربلای 4 به هنگام شکستن خطّ جزیره ی ام الرصاص دچار تلفات و خسارات عمّده ای شده بود، گروهان جوادالائمه(ع) به فرماندهی اسماعیلی از گردان 412 آن ها را به عنوان پشتیبان همراهی می کرد.

حمید شفیعی، فرمانده گردان 408 غوّاص: فقط 70 نفر از 150 نفر باقی مانده بودیم

"کادرمان کاملاً نصف شده بود.(پس از عملیات کربلای 4) نصف فرمانده دسته های مان مانده بودند. فقط 70 نفر از 150 نفر باقی مانده بودیم. این ها را سازمان دادیم. بچّه ها عاشق عملیات بودند. فقط می گفتند نباید معطل کنیم و باید سریع حمله کنیم چون این جا ماندن باعث کسالت می شود. سه تا دسته تشکیل دادیم. سه تا دسته 20 نفره. سه تا فرمانده دسته و دو تا سه نفر معاون، هر کدام از دسته ها داشتند. وارد آب شدیم. خودم با یکی دسته ها حرکت کردم. ساعت 9 و 50 دقیقه یک گروهان پشت سرمان از بچه های گردان 412 که غوّاص نبودند؛ ولی بچّه های خوبی بودند و لباس غوّاصی پوشیده بودند که نیروی دست مان باشند که بتوانیم حداقل خط را پاکسازی کنیم، حرکت می کردند."

محمد میرزایی جانشین فرمانده گردان 412 آن شب پیشاپیش رزمندگان گروهان جواد الائمه علیه السلام حرکت می کرد. لحظاتی قبل از این، فرمانده گردان 412 حاج علی محمدی به اتفاق سید کاظم هاشمی معاون گردان، همراه با دو گروهان دیگر، پشت گردان 410 غوّاص وارد آب شده بودند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

محمد میرزایی، جانشین فرمانده گردان 412: دستور دادند بروید داخل آب

"ساعت بیست دقیقه به ده بود که دستور دادند بروید داخل آب. بچّه ها حرکت کردند. دو گروهان با گردان 410 غوّاص بود که حاج علی محمدی با سیّد کاظم هاشمی معاون گردان با آن دو گروهان حرکت کردند. من با گروهان جوادالائمه علیه السلام پشت سر گردان 408 حمید شفیعی حرکت کردیم. "

وی در پاسخ به این سئوال که با توجه به فاصله زمانی محدود بین عملیات کربلای4 و کربلای 5، رزمندگان گردان 412 پیش از شب عملیات و قبل از ورود به آب، فرصت مانور با لباس غوّاصی را داشتند یا خیر؟می گوید:

گفتیم یک مانوری با لباس غوّاصی برای بچّه ها بگذاریم. با توجه به مسائل حفاظتی نمی توانستیم بچّه ها را به کارون ببریم. یک روز بچّه ها لباس غواصی پوشیدند و روی آن بادگیر به تن کردند تا کسی نفهمد. بعد حرکت شان دادیم. یک جوی آبی در ده کیلومتری جنگل اهواز محل استقرار گردان بود که عمق آن تقریباً بین یک تا یک و نیم متر بود. بچّه ها را بردیم آن جا، تا اطمینان حاصل کنند که این لباسی است که از غرق شدن آنها جلوگیری می کند و می توانند با تجهیزات انفرادی واسلحه و کوله پشتی داخل آب حرکت کنند.

ابتدا تعدادی از بچّه ها را بدون سلاح انداختیم داخل آب و اعتماد کافی پیدا کردند که اگر بدون تجهیزات با لباس غواصی روی آب بخوابند، غرق نمی شوند. بعد آمدیم یکی دو نفر از برادران کادر را با تجهیزات کامل و اسلحه و مهمّات فرستادیم داخل آب. به بچّه ها گفتیم؛ ببینید این برادران با اسلحه و مهمّات و تجهیزات با لباس غوّاصی غرق نمی شوند و زیر آب هم نمی روند. بعد از هر گروهان یک نفر آرپی جی زن و تیربارچی و یک تیرانداز داخل آب شدند و بدون این که دست و پا بزنند داخل آب خودشان را آزاد گذاشتند و بچّه ها اطمنیان پیدا کردند که با این لباس می توانند با تجهیزات کامل وارد آب شوند و غرق هم نمی شوند."

حسین عالی مسئول محور اطلاعات، پیشاپیش رزمندگان گردان 410 حرکت می کرد. پس از او به تربیت چند نفر از پرسنل تخریب،‌علی عابدینی فرمانده گردان به اتفاق پیک هایش ، محمود امینی جانشین فرمانده گردان و سپس سایر افراد در یک ستون قرار داشتند. صد متر آن طرف تر، رزمندگان گردان 408 نیز به صورت منظم در یک ستون حرکت می کردند. غلام آبسینه مسئول محور اطلاعات، جلو دار این ستون بود. پس از وی سه نفر از اعضای واحد تخریب، حمید شفیعی و پیک هایش و احمد عبداللهی جانشین فرمانده گردان و سپس سایر افراد گردان قدم بر می داشتند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

مسعود کرمی، رزمنده عضو گردان 408: بچّه های واحد تخریب قرار بود سیم های خاردار را بچینند

غلام آبسینه از بچّه های اطلاعات و عملیات لشکر جلوتر از همه حرکت می کرد. وی در آن شب، راهنمای گردان بود. پس از او تعدادی از بچّه های واحد تخریب حرکت می کردند که قرار بود سیم های خاردار را بچینند و موانع را کنار بزنند. فرمانده گردان حاج حمید و پیک هایش و احمد عبداللهی جانشین گردان، بعد من بودم و پشت سرمن هم بقیه حرکت می کردند."

رزمندگان گروهان های گردان 412 در هر دو جناح با فاصلۀ تقریبی 200 متری، پشت سر نفرات گردان های 410 و 408 در حال پیاده روی بودند.

ناصر شمس الدینی، رزمنده گروهان جوادالائمه از گردان 412: تمام بدن شان در آب فرو می رفت

"تقریباً 200 متر عقب تر از گردان 408 می رفتیم."

عمق آبی که دشمن در منطقه شلمچه رها کرده بود، متفاوت و قابل پیش بینی نبود، به طوری که آب گاهی تا زانوی رزمندگان می رسید و گاه تمام بدن شان در آب فرو می رفت.

عباس قطب الدینی، رزمنده عضو گردان 410: تمام رزمندگان با وجود این که لباس غوّاصی بر تن داشتند بدون استثناء می لرزیدند

آن شب در طول مسیری که حرکت می کردیم، آب گاهی کم وگاهی زیاد بود. کل منطقه را دشمن آب انداخته بود وهمه چیز زیر آب بود. درتمام طول مسیر،پای بچّه ها به کف زمین می رسید. آب هیچ وقت از سرمان عبور نکرد. البته گاهی آب تا زیر گلوی مان می آمد و می فهمیدیم داخل گودال هایی که بر اثر انفجار ایجاد شده است، رفته ایم ویا داخل سنگرهای تانک هستیم. در آن آب به فین غوّاصی نیازی نبود. چون فقط راه می رفتیم و شنا نمی کردیم و لباس غوّاصی را هم پوشیده بودیم که سردی آب و هوا را کمتر احساس کنیم و تجهیزات را راحت تر حمل کنیم."

با این همه در آن شب زمستانی آب و هوا به قدری سرد بود که تمام رزمندگان با وجود این که لباس غوّاصی بر تن داشتند بدون استثناء می لرزیدند.

عبدالله حسین خانی، یکی از رزمندگان گردان 412: ذکر خدا قطع نمی شد

داخل آب سرد بود و همه می لرزیدیم. ولی ذکر خدا قطع نمی شد و خدا را قسم می دادند به فاطمه الزهرا سلام الله علیها که سرما باعث نشود ماموریت را به خوبی انجام ندهند.

محمد میرزایی، جانشین فرمانده گردان 412: همگی اشک می ریختند. با وجود این، از سرما می لرزیدند

" ما به بچّه ها گفته بودیم وارد آب که شُدید یک حمد و 70 قل هوالله بخوانید.

بچّه ها همه ذکر می گفتند. همگی حمد و قل هوالله می خواندند و توسل پیدا کرده بودند به حضرت فاطمه الزهراسلام الله علیها و اشک می ریختند. با وجود این، از سرما می لرزیدند. خود من هم می لرزیدم."

رزمندگان هر سه گردان با قدم هایی مطمئن به سوی اهداف حرکت می کردند و تلاش فرماندهان این بود که حرکت رزمندگان گردان ها، یکنواخت و هماهنگ باشد و فاصله ای بین ستون ایجاد نشود.

رزمندگان گردان های لشکر 41 ثارالله لحظاتی بعد، یکی از سنگرهای دشمن که مشکوک بود، سطح آب را به رگبار بست. هم زمان منورها به آسمان رفت.

به دستور فرمانده گردان ها، نفرات هر سه گردان زیر آب فرو رفتند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

محمد قاضی زاده، رزمندۀ عضو گردان 408: طبق دستور، توی آب نشستیم تا دیده نشویم

همین که رگبار تیرهای رسام و شلیک منورها شروع شد، حاج حمید به نیروها دستور داد که همه تا گردن در آب فرو برویم. در حقیقت حسین خاکپور که پیک گردان بود، این خبر را از اول ستون تا آخر آورد و ما هم طبق دستور، توی آب نشستیم تا دیده نشویم."

حسین خاکپور: دشمن جناحین نیروهای لشکر 41 ثارالله را زیر آتش گرفت

" در کنار ستون حرکت کردم تا دستور حاج حمید را به بچّه ها برسانم و نیروها به حالت نیمه خیز به زانو نشستند و تا گردن در آب فرو رفتند و به اسلحه های شان تکیه دادند."

دقایقی بعد و پس از خاموش شدن منورها، شلیک تیرهای رسام و کالبیر هم متوقف گردید و همه چیز به حال عادی برگشت. با وجود این هنوز رزمندگان هر سه گردان مجبور بودند مدتی دیگر بی حرکت و ثابت بمانند تا بعد از پایین رفتن ماه و رسیدن گردان های هم جوار، پیشروی را به سوی سیم های خاردار و موانع آغاز کنند.

بالاخره ماه پایین رفت و کمی از روشنایی منطقه کاسته شد. نفرات گردان های لشکر41ثارالله یک بار دیگر حرکت را آغاز کردند، ولی هنوز چند متر جلو نرفته بودند که با لو رفتن تحرّک نیروهای خودی در جناح چپ و سپس جناح راست، دشمن جناحین نیروهای لشکر 41 ثارالله را زیر آتش گرفت. با این همه در این لحظه هنوز رزمندگان گردان های لشکر 41 ثارالله زیر آتش نبودند.

عباس قطب الدینی، رزمندۀعضو گردان 410: هنوز دشمن متوجّه ما نشده بود قسمت وسط، لشکر ثارالله باشد."

" سمت چپ ما لشکر عاشورا و سمت راست، لشکر المهدی بود که ابتدا تک لشکر عاشورا لو رفت. کمی بعد سمت راست هم زیر تیر قرار گرفت. وقتی منوّرها بالا رفت، هنوز دشمن متوجّه ما نشده بود و فکر نمی کرد قسمت وسط، لشکر ثارالله باشد."

بعد از لو رفتن جناح راست و چپ، نفرات گردان های لشکر 41 ثارالله به دستور فرماندهان در سکوت به سوی موانع و سیم های خاردار حرکت کردند.

محسن زمانی، یکی از رزمندگان گردان 412: رزمندگان لشکر 41 ثارالله امّیدوار بودند که دشمن متوجه حضور آنها نشود

" وقتی جناحین ما لو رفت و دشمن آتش سنگین روی آنها گرفت، ما همین جوری از این وسط آرام آرام به موانع دشمن نزدیک شدیم."

رزمندگان لشکر 41 ثارالله امّیدوار بودند که دشمن تا قبل از رسیدن به موانع، متوجه حضور آنها نشود و به همین دلیل در میان هیاهوی جناحین و صدای شلیک انواع و اقسام گلوله ها به آرامی پیشروی می کردند. اما همه چیز آن طوری که رزمندگان لشکر می خواستند پیش نرفت و هنوز به موانع نرسیده بودند که عراقی ها حمله آنها را کشف کردند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

حمید شفیعی، فرمانده گردان 408: دشمن قشنگ توی آب را نگاه می کردند

وقتی عراقی ها منوّر می زدند، ما خودمان دشمن را روی دژ می دیدیم. ایستاده بودند کنارتیربارچی های شان وداشتند قشنگ توی آب را نگاه می کردند وبالاخره ما را دیدند و شروع کردند به تیراندازی."

محمود امینی، جانشین فرمانده گردان 410:

" تقریباً بچّه ها نزدیک موانع بودند و عراقی ها روی خاکریز متوجه حرکت بچّه ها شدند. منورها بالا رفتند و تیربار کالبیر، روی بچّه ها کار می کرد."

محمّد میرزایی، جانشین فرمانده گردان 412: آن شب، میان آب، هیچ جان پناهی وجود نداشت

"هنوز به خطّ دشمن نرسیده بودیم که محور برادر عابدینی و محمود امینی (گردان 410) لو رفت و با دشمن درگیر شدند. نزدیک موانع اوّل با دشمن درگیر شده بودند. ما هنوز آن جا بودیم که آتش روی ما هم شروع شد؛ ولی چون ما 200 متر عقب تر از گردان 408 بودیم، وقتی گردان 408 هم درگیر شد، زیاد آتش روی ما نریخت."

رزمندگان هر سه گردان بدون توجه به آتش شدید دشمن و افرادی که کنارشان مجروح می شدند، با شتاب و در حالی که تیراندازی می کردند تقریباً به سوی موانع می دویدند.

در حقیقت آن شب، میان آب، هیچ جان پناهی وجود نداشت. همه می دانستند در صورت توقف، عراقی ها تا آخرین نفر را به گلوله خواهند بست. بنابراین بهترین کار رسیدن به موانع بود.

حسن احمدی، رزمندۀ عضو گردان 410: خودم نزدیک بود در آب خفه شوم

" 2 -3 تا از بچّه ها کنار خودم در آب شهید شدند. حتی جنازه ی بچّه ها زیر دست وپای بچّه های خودمان می رفت. بچّه ها نمی دانستند چکار کنند.خودم نزدیک بود در آب خفه شوم. تعدادی تیراندازی می کردند و بچّه ها با آرپی جی می توانستند یک چهار لول دشمن را خاموش کنند."
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/ روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

شفیعی، فرماندۀ گردان 408:

" حدود 60 متر سیم خاردار جلوی ما بود دشمن هم تیراندازی می کرد. در آن لحظه من بچّه ها را هول می دادم جلو و در گوش شان می گفتم دشمن را که دیدید بزنید، سنگر را که دیدید، بزنید."

به این صورت بچّه ها هم تیراندازی می کردند. ما تمام مهمّات مان را پشت سیم های خاردار زدیم. یک تعداد از بچّه ها تیراندازی می کردند و یک تعدادی جلو می رفتند. حدود 12 تا آرپی جی زن ویژه، آماده کرده بودیم."

تعدادی تک تیرانداز هم آماده کرده بودیم. چون خودم می دانستم چنین نفوذی در دل دشمن احتمال این مسئله را دارد."

رزمندگان هر سه گردان با وجود صدماتی که دیدند، عاقبت به موانع و سیم های خاردار رسیدند و مشغول باز کردن موانع شدند. قبل از آن عدّه ای از پرسنل تخریب به سیم های خاردار رسیده بودند، ولی فقط شکاف کوچکی در یک ردیف از سیم ها ایجاد کرده بودند.

محمّد میرزایی، جانشین گردان 412: بچّه ها خودشان را انداختند روی سیم های خاردار

" ما سریع خودمان را به موانع رساندیم و بچّه ها موانع را باز کردند و رفتیم بالا."

بچّه های تخریب سیم های خاردار را قطع کردند ولی بعضی از سیم های خاردار قطع نشده بود. بچّه ها خودشان را انداختند روی سیم های خاردار و از روی موانع و سیم خاردار می پریدند و بعضی از داخل آب می پریدند آن طرف. بعضی ها دست وپا می گذاشتند روی مواضع و با پای خون آلود رد می شدند و این ها مسئله ای نبود که جلوگیر بچّه ها باشد."

عراقی ها از فرصت بدست آمده بیشترین استفاده را بردند و در حالی که رزمندگان گردان های لشکر 41 ثارالله ضمن تیراندازی با سیم های خاردار و موانع هم دست و پنجه نرم می کردند، آتش سلاح های خود را روی آنها گرفتند."

 

محمود حاجی زاده، رزمندۀ عضو گردان 410 غوّاص: تیر خورد و رفت زیر آب

" می خواستم از موانع عبور کنم که یکی از بچّه ها تیر خورد. عراقی ها با چهار لول شلیک می کردند. تیر به سینۀ ایشان خورد و افتاد توی آب."

وقتی توی آب پایین می رفت، خون بالا می زد. من در همان حال توی حرکت بودم و ایشان جلوی من افتاد و من هم ناخودآگاه پایم را گذاشتم روی پشت ایشان و رد شدم. او رفت زیر آب."

محسن زمانی یکی از رزمندگان گردان 412: اولین سنگر دشمن که روبروی آن سنگر دوشیکا بود

" بچّه ها در سیم های خاردارمجروح می شدند و یا تیر می خوردند ولی سعی می کردند حتی اگر مجروح هم بودند رد شوند و خودشان را برسانند به اولین سنگر دشمن که روبروی آن سنگر دوشیکا بود."

محمد امینی، رزمندۀ عضو گردان 408: فقط خدا می داند در چه معرکه ای قرار گرفته بودیم

" بعضی از بچّه ها شهید شدند. می خواستند از زیر سیم ها رد شوند که توی سیم ها گیر کرده و نتوانسته بودند بالا بیایند و همان جا تیر خورده و مجروح و شهید شده بودند. فقط خدا می داند در چه معرکه ای قرار گرفته بودیم. آتش تیربارها بالای سر و اطراف مان در حال باریدن بود."

حاج علی محمدی فرمانده گردان 412 که پیشاپیش رزمندگان این گردان به موانع رسیده بود، قبل از این که از سیم های خاردار عبور کند به شهادت رسید. قبل از ایشان علی عابدینی فرمانده گردان 410 غوّاص شهید شده بود وکمی بعد احمد عبداللهی جانشین فرمانده گردان 408 غوّاص شهید شد . با وجود این تعدادی از رزمندگان هر سه گردان با پشت سر گذاشتن موانع و سیم های خاردار، روی دژ دشمن ریختند و با سلاح هایی که بعد از فرو رفتن در آب و خیس شدن مهمات مربوطه تا حدودی کارآیی خودشان را از دست داده بودند، مشغول پاک سازی سنگرهای عراقی شدند.

شفیعی، فرمانده گردان 408: هیچ کس آن جا تفنگش درست کار نمی کرد

" کلاش ها گیر می کردند. 5 تا تیر می زدند، ده تا تیر می زدند، بعد گیر می کردند. همه شان به همین صورت بودند. هیچ کس آن جا تفنگش درست کار نمی کرد."

محمّد میرزایی، جانشین فرمانده گردان 412: آرپی جی بعضی از بچه ها شلیک نمی کرد

" بچّه ها با بدنی که از سرما می لرزید، دست شان روی ماشه تفنگ و آرپی جی بود. آرپی جی بعضی از بچه ها شلیک نمی کرد. خرج های آرپی جی خوب نبود و داخل آب خیس شده بود و عمل نمی کرد، با این حال با نارنجک دستی و کلاش و تیربار و هر آرپی جی که سالم بود، رسیدند به خط دشمن."

 خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/ روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

محمود حاجی زاده، عضو گردان 410 غواص: ماشه می چکید ولی عمل نمی کرد

" آرپی جی ها داخل آب بودند و خرج های شان خرج معمولی بود. خرج های آب بندی شده نبود.

بعضی خرج ها داخل آب خوب کار می کردند و بعضی از آن ها داخل آب کار نمی کردند. وقتی از آب آوردیم بیرون، هر چه دست روی ماشه آرپی جی می گذاشتیم، ماشه می چکید ولی عمل نمی کرد."

گروهی از رزمندگان که خود را بر روی دژ رسانده بودند به سرعت به چپ و راست پخش شده و سنگرهای سر راه را یکی بعد از دیگری پاک سازی می کردند. با خیس شدن خاک دژ، مشکل نیروهایی که بعد از گروه اول به دژ رسیده بودند دو برابر شد. حالا علاوه بر گلوله هایی که به سوی شان می آمد، روی دژ لیز خورده و یکی بعد از دیگری به زمین می افتادند.

ناصر شمس الدینی، رزمنده گردان 412: بعضی ها جوراب غواصی پای شــــــان بود، نمی توانستند راه بروند و زمین می خوردند

بچّه هایی که بدون جوراب غوّاصی و با پای برهنه آمده و خیس شده بودند، روی سر دژ که می رسیدند، لیز می خوردند و به زمین می افتادند. حتّی چند مرتبه دیدم بچّه ها به زمین می خورند و بلند می شوند و دوباره به حرکت ادامه می دهند. نمی خواستند معطل شوند و وقت از دست برود. بعضی با این که جوراب پای شان بود، نمی توانستند راه بروند و زمین می خوردند. با وجود این معطّل نمی شدند و می دویدند."

در این میان کار برای محمّد میرزایی که یک دست خودش را قبل از این در جریان عملیات کربلای یک از دست داده بود، سخت تر از دیگران بود و وی ضمن تائید این موضوع می گوید:

"چند مرتبه زمین خوردم. من جوراب داشتم ولی چون یک دستی بودم نمی توانستم به خوبی حرکت کنم. آخر یکی از بچّه ها یک جفت چکمه عراقی پیدا کرد و به من داد. ازآن به بعد توانستم به حرکت خود ادامه دهم."

رزمندگان باقی مانده از گردان ها بعد از شکستن خطّ دشمن، بر اساس طرح مانور با گسترش چپ و راست سنگرهای روی دژ را پاک سازی کردند.
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/ روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

محمّد میرزایی: گرچه خطّ دشمن در محور لشکر 41 ثارالله شکسته شد، ولی هر سه گردان تلفات و خسارات غیر قابل جبرانی را متحمل شدند

من خودم با گروهان جوادالائمه بودم. رفتم سمت راست به طرف بچّه های لشکرالمهدی و آن دو گروهان مان حاج علی خدا رحمتش کند داخل آب شهید شد و سید کاظم هاشمی که یکی از معاونین گردان بود، نیز داخل آب زخمی شد و نتوانستند خودشان را بالا برسانند. فرمانده گروهان ها سریع رسیدند به خط و جاده را گرفتند. مثل آهو رفتند جلو و هدف هایی که قرار بود گردان بگیرد، گرفتند و در همان ساعت اولیه تصرف و پاک سازی کردند و همان جا مستقر شدند. ما هم در سمت راست با توجه به این که المهدی موفق نشده و نتوانسته بود برسد و در طرح مانور گفته بودند که تا 200 - 300 متری سه راهی بروید و با المهدی دست بدهید، ما رفتیم تا صد متری سه راه و یک مقدار تلفاتمان زیاد شد."

گرچه خطّ دشمن در محور لشکر 41 ثارالله شکسته شد، ولی هر سه گردان تلفات و خسارات غیر قابل جبرانی را متحمل شدند. علاوه بر حاج علی محمّدی و علی عابدینی و احمد عبداللهی تعداد زیادی از رزمندگان گردان ها به شهادت رسیدند.

فرمانده گردان 408 غوّاص، چند روز بعد از عملیات: فعلاً توی لشکر از گردان فقط 3 یا 4 نفر هستیم

تقریباً 20 شهید این جا داریم، بقیه هم مجروح هستند که بعضی از مجروحان وضع وخیمی دارند. کادر گردان صد در صد منهدم شد. فعلاً توی لشکر از گردان فقط 3 یا 4 نفر هستیم."

محمّد میرزایی جانشین فرمانده گردان 412 چندی بعد از عملیات در مصاحبه با یکی از راویان دیگرگفتند:

"شهیدان ما 20 الی 24 تا هستند. آمار دقیق ندارم. فرمانده گردان شهید شد. معاون گردان پایش قطع شد. مجموعاً 3 یا 4 تا از معاونین گروه ها و فرمانده دسته های مان زخمی شدند."
خط کربلای 5 چگونه شکست؟!/ روایت لحظه به لحظه عملیات محور لشکر 41 ثارالله

حسین خاکپور، پیک گردان 408: هم در سوگ و ماتم نشسته و غرق در غصه بودند

بعد از عملیات وقتی به سوله گردان در اهواز رسیدم، تنها چندین نفر از بچّه های گردان باقی مانده که آنها هم در سوگ و ماتم نشسته و غرق در غصه بودند. دیگر خبری از هیاهو و جنب و جوش بچّه ها نبود.


نگارنده : fatehan02 در 1395/10/22 10:17:28


نظرات :