نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شطرنج با ماشین قیامت
در این رمان سعی بر این شده که به گونه‌ای متفاوت و با نگاهی فلسفی به وقایع و رخدادهای جنگ پرداخته شود . قهرمان کتاب 312 صفحه اییِ حبیب احمد زاده، نوجوان هفده ساله دیده بانی است که علاوه بر وظیفه اصلی خود، مجبور می شود به جای دوست مجروحش پرویز، راننده ماشین حمل غذا نیز بشود و در این بین با افراد غیر نظامی ای آشنا می شود که تا حدودی نقش های پر رنگی را در داستان بازی می کنند . این کتاب توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است .
نویسنده: حبیب احمدزاده

تعداد صفحات: 360 قيمت: 5300 تومان
شابک: 3-155-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: چهاردهم 1387 شمارگان: 2500

معرفی کتاب:
شخصیت اصلی داستان شطرنج با ماشین قیامت رزمنده بسیجی جوانی است که طی عملیاتی محرمانه پیرامون یافتن محل استقرار رادار فرانسوی سامبلین، به واسطه هم‌رزمش پرویز، با افراد و شخصیت‌هایی درگیر می‌شود. در طی سه روز به دنبال پیچیدگی هایی که در سیر داستانی می بینیم، او آرامش کاری خود را از دست می دهد و مجبور است هم مسئول پخش غذا باشد هم به چند آدم غیر معمول که در شهر پناه گرفته‌اند رسیدگی کند و هم به عنوان دیده بان برای عملیات خاصی که در پیش است، بیشتر از قبل دیده بانی کند. هدف عملیات نا کارآمد کردن سیستم رادار جدید عراقی است.در این داستان شخصیت های مختلفی دیده می شوند که هر کدام عقاید و ادیان مختلف دارند.
شخصیت کلیدی بعدی داستان "مهندس" است. مهندس با سابقه شرکت نفت، که حالا در طبقه سوم یک ساختمان هفت طبقه مخروبه با گربه‌هایش زندگی می کند. شخصی که در طول داستان خصلتی آفتاب پرست گونه دارد و جنگ و علت آن برایش بی مفهوم است و معتقد است که مکر خداوند بود که انسان را به زمین کشانید و این دردسر را برایش شروع کرد. در واقع ابهاماتی که به ذهن این نوجوان دیده بان نمی رسد را ما از زبان مهندس می شنویم و او عامل مولد شک برای دیده بان ماست. کنش بین مهندس و نوجوان در کل اهمیت عملکرد و حرکت، را نشان می‌دهد نه آنچه که پیش می‌آید.


امتيازات اثر(جوايز،تقديرها و ...):

 این کتاب توسط پال اسپراکمن مترجم آمریکایی به انگلیسی ترجمه شده و انتشارات مزدا آن را در آمریکا منتشر کرده است.همچنین این کتاب به زبان آلبانیایی نیز برگردانده شده است.

شطرنج با ماشین قیامت،به عنوان بهترین رمان جایزه ادبی اصفهان (1385)، بهترین رمان دفاع مقدس جایزه کتاب سال شهید غنی پور (1385)، تنها رمان تقدیر شده کتاب سال دفاع مقدس(1385)،کاندیدای نهایی کتاب سال قلم زرین (1385)،و کاندیدای نهایی بخش رمان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (1385) انتخاب شده است.


گزیده متن :

... مهندس می‌گه ماها مهره‌ی سیاهیم. مهره‌ی سرباز سیاه بدبخت!
-نمی‌خواد ادامه بدی. یقه‌اش را گرفتم. حالا می‌خوای جوابش را بشنوی؟
با سر تأکید کردم.
-آره. من و رفیقام، جونمون رو تو این راه گذاشتیم. باید جواب بدی!
-خب، چرا من باید جوابش را بدم؟
-چون این نقشه را شما ریختید.
قاسم مکث طولانی کرد؛ خیلی طولانی.
-با این که خیلی چیزا تو این دنیا جواب دو دو تا چهارتا نداره؛ ولی من نظر خودم رو می‌گم. فقط این رو بدون که مهم‌ترین مهره‌ی تأثیرگذار، روی صفحه‌ی شطرنج‌، وزیره. ما وزیر رو، حاکم مطلق در بازی شطرنج می‌دونیم. حالا اگر همون هشت مهره‌ی سرباز ِ ـ به قول مهندس- سیاهِ جبرزده‌ی بدبخت، در یک حرکت دسته جمعی سنجیده، به هم کمک کنن و یکی‌شون به انتهای صفحه‌ی مقابل برسه؛ وزیر می‌شه. این‌جاست که کل روند بازی عوض می‌شه.»



نگارنده : fatehan1 در 1392/5/14 12:49:30


نظرات :