نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
مقاومت در سوسنگرد
این کتاب ضبط و تنظيم خاطرات علی بالشی از اعضاي شوراي فرماندهي سپاه پاسداران سوسنگرد در ابتداي انقلاب می باشد که  در طول يك سال به سامان رسيده است. کار مصاحبه و تدوین این اثر توسط سيدقاسم ياحسيني" انجام شده است."مقاومت در سوسنگرد" حاوي خاطرات كودكي تا دوران بازگشت مردم سوسنگرد به شهر خودشان در سال 1362 است كه در خلال آن از بعضي نقاط ابهام و گره‌هاي كوري كه در اين زمينه وجود دارد، رمزگشايي شده است.


معرفی کتاب:
علي بالشي در سال 1334 در سوسنگرد متولد شده است. بعد از کلاس ششم ابتدايي، براي ادامه تحصيل به اهواز مي‌رود. علاوه بر آموزش قرآن و احکام دين، گروهي را، بر ضد رژيم پهلوي تشکيل داده بودند. فعاليت سياسي او در اهواز بيشتر مي‌شود. در سال 1353 ديپلم مي‌گيرد و همان سال به سربازي مي‌رود. در تهران و شيراز از دوران خدمت سربازي را طي مي‌کند و در سال 1356 از دانشسراي اهواز فوق‌ ديپلم زبان و ادبيات انگليسي مي‌گيرد. او تا پيروزي انقلاب، همچنان به فعاليت‌هاي سياسي‌اش ادامه مي‌دهد و حتي يک بار از سوي ساواک دستگير مي‌شود و يک هفته تحت بازجويي قرار مي‌گيرد و بعد آزاد مي‌شود. مدتي بعد از پيروزي انقلاب، با وجود مشکلات زياد، سپاه پاسداران سوسنگرد را تشکيل مي‌دهند. علي بالشي يک از سه عضو شوراي فرماندهي سپاه سوسنگرد مي‌شود. سپاه شروع به آموزش نيرو مي‌کند تا وقتي که عراق در دشت آزادگان نفود مي‌کند. سپاه سوسنگرد متوجه احتمال حلمة قريب‌الوقوع عراق مي‌شود، ولي امکانات بسيار کمي در اختيار دارد. حمله عراقي‌ها از سي‌ام شهريور سال 1359 شروع مي‌شود و يک روز با انفجار گلوله توپ عراقي‌ها ترکش به پاو ترکش ديگري به زير چشمش علي اصابت مي‌کند، ولي او بد از پانسمان در بيمارستان سوسنگرد، دوباره به طرف پل بستان مي‌رود و به مبارزاتش ادامه مي‌دهد. در اين دورا شاهد شهيد و زخمي شدن بسياري از هم‌رزمانش و مردم عادي شهرها و روستاها مي‌شود او در عمليات آزادسازي بستان هم شرکت و شاهد ايثارگري‌هاي هم‌رزمان و مردم عادي است و بعدها شاهد آباداني شهرش سوسنگرد و بازگشت مردم به شهر و شروع زندگي عادي و مرمت خانه‌ها و مغازه‌ها‌ي ويران شده است. چند عکس در آخر کتاب علي بالشي و جمعي از هم‌رزمانش را نشان مي‌دهد.مقاومت در سوسنگرد" در 107 صفحه، قطع رقعی و در تیراژ 2500 نسخه و با قیمت 1900 تومان منتشر شده است.

گزيده متن:
ناصر گفت: «همه دوستانمان شهيد و مجروح شده‌اند. ما را تنها گذاشته‌اند!» دکتر مصطفي چمران گفت: «جنگ همين است. شما تا حالا جنگ نديده‌ايد! در جنگ صميمي‌ترين دوستان آدم، کنار آدم کشته مي‌شوند.» (ص 62)

برخي از اعضاي ستون پنجم خوش‌خدمتي‌هاي فراوني به دشمن مي‌کردند. جان من و نصار ربيعه در خطر بود. هر آن ممکن بود توسط ضد انقلاب شناسايي و بازداشت شويم. شايد حدود چهل تا پنجاه نفر از مزدوران ايراني وابسته به دشمن اداره امور شهر را برعهده گرفته و در شهر جولان مي‌دادند. (ص 69)

در جريان فتح بستان پيرزن عربي را ديدم که مقدار زيادي نان پخته بود. نان‌ها را آورد و ميان رزمندگان توزيع کرد. به او گفتم: «مادر ما نان همراهمان داريم. تو خودت را به زحمت نينداز.» اما آن پيرزن، درحالي‌که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: «من براي بچه‌هايم نان پخته‌ام. دلم مي‌‌خواهد آن‌ها نان داغ بخورند.» (ص 95)

 مشخصات کتاب

مصاحبه و تدوين گر: سيدقاسم ياحسيني
تعداد صفحات: 108 قيمت: 1900 تومان
شابک: 2-644-506-964-978
نوبت چاپ: اول 1390 شمارگان: 2500
قطع : رقعی
تعداد صفحات : 107 صفحه

نگارنده : fatehan1 در 1392/8/4 12:9:10


نظرات :