نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
خاطرات فاطمه ‌آباد، همسر سردار شهيد علي بينا
كتاب خاطرات فاطمه ‌آباد، مجموعه خاطرات فاطمه ‌آباد همسر سردار شهيد علي ‌بينا در خصوص جنگ ایران و عراق است كه محمدرضا محمدي پاشاك آن را تدوين كرده است.



معرفی کتاب:

كتاب خاطرات فاطمه ‌آباد، حاصل تدوين محمدرضا محمدي پاشاك از خاطرات فاطمه ‌آباد همسر سردار شهيد علي ‌بينا با موضوع جنگ ايران و عراق است.
اين كتاب كه پانصد و هفتاد و هشتمين اثر از مجموعه كتاب‌هاي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري است، شامل خاطرات فاطمه ‌آباد از آغاز جنگ تحميلي و آوارگي، آشنايي با بينا، خاطرات سه سال زندگي‌اش با اين شهيد و شهادت علي بينا و براساس حدود 10 ساعت مصاحبه شكل گرفته است.

محمدرضا محمدي يكي از صاحب‌نظران ادبي، درباره انگيزه خود براي نگارش اين کتاب مي‌گويد: حدود سال 1375 تصميم گرفته شد براي شهداي کرمان بزرگداشتي برگزار كنند  و زندگي نامه آنها در قالب کتاب به‌چاپ برسد. در اين راستا يکي از کساني که اطلاعات بسياري درباره اين سردار شهيد داشت، همسر بينا بود؛ بنابراين با وي در اين باره به نشست و گفت‌و‌گو نشستيم.

محمدرضا محمدي پاشاك در زمان مصاحبه با فاطمه‌آباد متوجه ويژگي‌هاي خاص همسر شهيد بينا، مي‌شود و مي‌داند كه تجربيات وي در طول زندگي‌اش، چه به عنوان همسر و چه به عنوان دختري جنگ‌زده ظرفيت‌هاي بيان را دارد.

پيش از اين کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان‌هاي کرمان و سيستان و بلوچستان و لشکر 41 ثارالله‏ در سال 1376، به قلم محمدرضا محمدي‌ پاشاك، كتاب‌هاي «نان سرخ» و «تل آتشين» را درباره سردار شهيد علي ‌بينا منتشر كرده است.

سردار علي بينا، در اسفند سال 1341 در پشتكوه دوساري، واقع در منطقه عشايرنشين جبال بارز جيرفت به دنيا آمد. پدرش هم‌زمان با تولد علي از كوچ‌نشيني دست برداشت و در لوت سوزان ماندگار شد.

بينا، در زماني كه سال سوم اقتصاد را مي‌خواند، جنگ شروع مي‌شود و او روانه ميدان رزم مي‌شود. در عمليات خيبر مي‌جنگد و در عمليات بدر به فرماندهي گردان حسين بن علي(ع) از لشكر 41 ثارالله مي‌رسد. در فاو و مهران هم حضور داشت و سرانجام كنار نهر جاسم ـ عمليات كربلاي 5 در تاريخ 29 / 10 / 65 به شهادت مي‌رسد.
از علي بينا دو فرزند به نام‌هاي زينب و حسين‌علي به يادگار مانده است. خانم آباد، كتاب را با جريان آشنايي‌اش با سردار شهيد آغاز كرده و در اين كتاب خاطرات سه سال زندگي را با اين شهيد گران‌قدر بازگو مي‌كند.

گزیده متن


بعد از سه روز، روانه مهماني‌هاي دوست و آشنا شديم و وقتي علي صدايم مي‌كرد، احساس مي‌كردم سال‌ها پيش اين صدا را شنيده‌ام. در تقلا بودم به ياد بياورم كجا و چه وقت آن را شنيده‌ام. تازه به اول نظري رفته بودم. گرم درس و مشق بودم كه يكي صدايم كرد. جوابش را دادم و از اين اتاق به آن اتاق رفتم. جز مادرم، كسي را نديدم. ماجرا را گفتم، گفت: «صداي بختت بود».

در ادامه اين كتاب مي‌خوانيم: «گفته بود: فاطمه شب اول قبر بيا سر مزارم. بلند شدم كمد را باز كردم. مانتويي كه برايم هديه خريده بود، پوشيدم. اين آخرين هديه‌اش بود و آرام بي‌صدا روانه‌ي گلزار شهدا شدم. آرام كنار قبرش ايستادم. بغض گلويم را گرفت. گفتم: «علي! عهد كرده‌ام پيام تو را به همرزمانت برسانم. عهد كرده‌ام نشكنم. علي ! از من راضي باش... »



مشخصات کتاب

تدوینگر: محمدرضا محمدي پاشاك

تعداد صفحات: 63 قيمت: 1000 تومان

شابک: 1 ـ 568 ـ 506 ـ 964 ـ 978 قطع: رقعی



نگارنده : fatehan1 در 1392/10/15 11:36:12


نظرات :