نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
دانش کاربردی و دانش مدرک گرا
امروزه بسیاری از صاحب نظران معتقد هستند دانشگاه های ما، از کارکرد صحیح خود که همانا ارائه راه حل برای مشکلات بومی است خارج شده، و به نهادی مصرفی تبدیل شده که رساله اش را انجام پژوهش های علمی با هدف چاپ مقالات بین المللی تعریف کرده است. در این راستا با دکتر رضا روستا آزاد رئیس سابق دانشگاه صنعتی شریف در خصوص وضعیت دانشگاه ها و راهکارهای اصلاح روند فعلی به گفتگو نشسته ایم.



  • آقای دکتر! چرا ساختار برنامه ریزی شده و مشخصی برای هدفمند کردن فعالیت های علمی در دانشگاه­ها و تطبیق دادن آن با مشکلاتی که در عرصه های مختلف کشور با آن ها دست به گریبان هستیم وجود ندارد؟ به عنوان مثال معیار اصلی ارتقاء اساتید ارائه مقالات ISI است که الزاما ناظر بر نیازهای داخلی ما نیست. و یا پروژه های دوره ی دکترا، عموما بدون در نظر گرفتن واقعیت ها و مسائل واقعی ما در داخل کشور تعریف میشوند. علت بروز این مشکل را چگونه ارزیابی میکنید؟
 
نکته ای که وجود دارد این است که انسان در تمام شئون زندگی اش همواره بین صورت و معنا گرفتار است. چه در اعمال عبادی مانند نماز و حج و چه در مسائل کاری . ما باید سعی کنیم بین ظاهر و باطن ارتباط برقرار کنیم. این تفاوت در مسائل دینی در قالب تفاوت ایمان و نفاق تجلی پیدا میکند. تفاوت بین مومن و منافق ، مشابه تفاوت بین استاد و دانشجویی است که واقعاً در کار تعلیم و تربیت تلاش میکنند با استاد و دانشجویی که تنها در ظاهر به این مسئله می پردازند.
قرآن هم در آیه شریفه (یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) همین مسئله را تذکر میدهد و یا در جای دیگر میفرماید : (وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ) . بدین معنی که اگر توجه به باطن نباشد، این دنیا بازیچه است. 
 
هدف من از بیان این مثالها این است که به این نکته برسیم که اگر نظام آموزش و کسب و کار ما بر مدار صحیح حرکت کنند رشد ایجاد خواهد شد. خواه رشد افقی باشد و یا رشد عمودی. رشد عمودی به معنای ادغام شدن با تامین کننده ها و خریداران در زنجیره ارزش تامین است و رشد افقی به معنای ایجاد رشته فعالیت در زمینه ها و موضوعات جدید می باشد.اجازه بدهید با طرح یک مثال موضوع را بیشتر شرح دهم.
سال 46 کره ای ها خودروسازی نداشتند بلکه از شرکت ایران خودرو الگو برداری کردند امروز آنها صاحب کمپانی هایی مانند هیوندایی هستند ولی شرکت ایران خودرو مدام در حال درجا زدن است و رشدی در آن دیده نمیشود این دقیقاً همان تفاوت ایمان و نفاق است.
 
به مرور ارتباط استاد و دانشجو از دنیای واقعی قطع شد و آنها دچار انتزاع شدند. الان شاهد هستیم که در دانشگاه های ما درسی که استاد میدهد کاربردی نیست و دانشجویان چیزی را می آموزند که در آینده شغلی نمی توانند از آن استفاده کنند.
 
بسیاری از افرادی که منشاء تحولات بزرگ در عرصه علم و فناوری بودند تحصیلات آکادمیک نداشتند. به عنوان مثال جیمز وات که موتور بخار را اختراع کرد مهندس مکانیک نبودگراهام بل که تلفن را اختراع کرد مهندس مخابرات نبود. ادیسون شبکه توزیع برق را ایجاد کردولی مهندس برق نبود. داستان مشابهی در مورد پاستور و مایکل فارادی وجود دارد. اساسا دانشگاه چرا تاسیس شد؟ دانشگاه ایجاد شد تا افرادی مانند اینها پرورش پیدا کنند و فعالیتهای علمی اینچنینی توسعه پیدا کنند. ولی این اتفاق نیفتاد زیرا زمانی که دولت هزینه برای تاسیس دانشگاه و استخدام استاد و تربیت دانشجو پرداخت، به مرور ارتباط استاد و دانشجو از دنیای واقعی قطع شد و آنها دچار انتزاع شدند. الان شاهد هستیم که در دانشگاه های ما درسی که استاد میدهد کاربردی نیست و دانشجویان چیزی را می آموزند که در آینده شغلی نمی توانند از آن استفاده کنند.
 
  • کشورهای غربی چه روشی را برای اصلاح مسیر دانشگاه هایشان در پیش گرفته اند؟
 
آقای پروفسور موت که اکنون رئیس آکادمی مهندسی آمریکاست، به همراه حدود 10 نفر از روسای دانشگاه های آمریکا در دانشگاه صنعتی شریف مهمان ما بود. ایشان در آن جلسه گفت : (( زمانی در دانشگاه های آمریکا میگفتیم : "یا مقاله بده، یا مرخص شو. (publish or perish) ."  ]مثل چیزی که الان در ایران مطرح است و تعداد مقالات ISI برای ارتقای اساتید اولویت اول را دارد.[ اما حالا که سالها گذشته، متوجه شده ایم که خروجی آن مقالات مطلوب نبوده است. برای همین الان میگوییم : پول بیاور یا مرخص شو                            (bring money or perish) . ))
شما وضعیت دانشگاهها در آمریکا را با ایران مقایسه کنید. ما فعلا چند پله از آنها عقب تر هستیم. اگر دقت کنیم میبینیم که  اساتید و دانشجویان دانشگاه های ما در یک عالم انتزاع پیش می روند و متاسفانه بیشتر به فرم توجه دارند تا محتوا. نتیجه این میشود که دانشگاه و صنعت از یکدیگر جدا میشود. صنعت ما به ناچار نیازش را از جای دیگری تامین میکند. راه حل هایی هم که دانشگاه پیدا میکند، اگر کارساز باشد، برای جایی غیر از صنعت ما است. مثلا کمپانی هایی مثل general motors یا سایر کمپانی های غربی شاید از نتایج کارهای علمی دانشگاه های صنعتی ما استفاده کنند.
 
  • شما در دانشگاه شریف چه اقداماتی برای ایجاد ارتباط با نیاز داخلی انجام دادید؟
  زمانی که بنده معاون پژوهشی و سپس رئیس دانشگاه شریف شدم، دیدم که در هیئت ممیزه برای ارتقای اساتید مقاله یISI میخواهند. آن زمان، معدود اساتیدی که بیرون از دانشگاه و در صنعت کار میکردند طرد میشدند و حتی برخی آن ها را کاسب خطاب میکردند! خاطرم هست که رئیس یکی از دانشکده ها در شورای دانشگاه، استادی را که از صنعت پروژه میگرفت مخاطب قرار داد و گفت : (( من نمیدانم چطور ممکن است که هم استاد دانشگاه باشیم، هم کاسب)) !
 
در زمان تصدی معاونت پژوهشی در دانشگاه تمام تلاش خود را کردم که اگر استادی قرارداد ارتباط با صنایع دارد و مشکلی را از صنعت داخلی کشور حل میکند، امتیاز دریافت کند. با تلاش بسیار، نهایتا بنا بر این شد که اگر یک مقاله 7 امتیاز دارد، یک قرارداد خوب ارتباط با صنعت هم 5 امتیاز داشته باشد.
 
 
در ابتدای زمان ریاست بنده در دانشگاه شریف از بین حدود 450 استاد تنها نزدیک به 30 نفر از آنها ارتباط با صنعت داشتند. با تلاش های ما این تعداد به 150 نفر ارتقا پیدا کرد. یعنی هنوز حدود دو سوم از اساتید با صنعت ارتباط نداشتند.
 من به عنوان معاون پژوهش و فناوری و رئیس دانشگاه با برگزاری جلسات مختلف و ارتباطات و جاذبه مالی سعی کردم که بستر لازم برای ارتباط با صنعت را ایجاد کنم. اساتید قرارداد با صنعت می بستند. پول به دانشگاه می­آمد و اساتید با آن آزمایشگاه خود را تجهیز میکردند، دستگاه میخریدند و به دانشجویان خود RA میدادند.
 
در طول 7 سال موفق شدیم میزان درآمد از ارتباط با صنعت را 130 برابر افزایش دهیم . اعتقاد داشتیم استادی که نیازهای واقعی صنعت کشور را لمس کرده است بهتر می تواند دانشجویانش را هدایت کرده و در درس دادن و سایر فعالیتهای پژوهشی آنها را در مسیر درست هدایت کند. در همان دوره، متوسط دریافتی ماهیانه این اساتید که قبلاً کمتر از 7 میلیون تومان بود به حدود 40 میلیون تومان افزایش پیدا کرد.
 
  • عکس العمل اساتید نسبت به این تغییرات چگونه بود؟
همانطور که گفتم هنوز دو سوم از اساتید بودند که موفق به گرفتن پروژه از صنعت نشده بودند. نیمی از این تعداد نسبت به قضیه بی تفاوت بودند اما نصف دیگر شروع به مخالفت کردند. تلقی آن ها این بود که این رویه غلط است و استاد دانشگاه نباید شرکت داشته باشد. آنها مجتمع شدند و سعی کردند که روی مدیریت دانشگاه تاثیر بگذارند و حتی شعار دادند که شما با آموزش مخالف هستید! تلقی آنها از دانشگاه مکانی بود که دولت موظف است هزینه آن را بدهد تا تحقیقات علمی در آن صورت بگیرد و منجر به انتشار مقاله شود. حالا اینکه این مقاله آیا دردی از کشور را دوا میکند یا خیر برایشان مهم نبود. دانشگاه شریف را به عنوان یک مثال ذکر کردم و سایر دانشگاههای کشور وضعیتی مشابه دارند.
 
زمانی که ارتباط دانشگاه و صنعت زیاد شود رفت و آمدها هم زیاد شده و از بیرون دانشگاه افراد زیادی از صنعتگران مراجعه می کنند. استادی داشتیم که در همین مجتمع خدمات فناوری دانشگاه شریف که ما راه انداختیم حدود 10 دانشجو داشت و حدود 10 نفر هم از بیرون نیروی کاری گرفته بود. برخی اعتراض میکردند که دانشگاه شلوغ شده و ما خیلی از افراد را مثل سابق نمیشناسیم!
 
 متاسفانه بسیاری از این حرف ها تحت عنوان اصلاح طلبی تدوین شد. این جریان کسانی است که از مسائل واقعی کشور بیگانه هستند و لمس دقیقی از آنها ندارند، در عین حال مدعیانه و غیرمنصفانه موضع گیری می کنند. حتی در سطح کلان کشور هم چنین قضیه­ای وجود دارد. مانند عرصه هنر، سیاست، اقتصاد، کسب و کار و ... این ها مدعی هستند که سیاستگذاری وزارتخانه باید تحویل آنها بشود. اگر این اتفاق بیفتد، اساتید منقطع از جامعه باید تنها به درس دادن و پژوهش  مشغول شوند و مقاله ISI بدهند. و تحت این پوشش که ما باید ارتباطات بین المللی داشته باشیم، مشکلات واقعی صنعت کشور را رها کنند. ایده آل آن ها این است که در کنفرانس های خارجی شرکت کنند. هزینه این کنفرانس را از کجا تامین می شود؟ از طریق دولت، یعنی درآمد ناشی از مالیات یا نفت! خروجی این دانشگاه برای کشور معلوم نیست. این یک تفکر سیاسی غلطی است که تشکل پیدا کرده است.
 
  • به نظر شما بی توجهی به فلسفه ی وجودی دانشگاه و نقش مولد آن در عرصه اقتصاد دانش بنیان، از کجا نشات میگیرد؟ چرا مسئولین امر، به مسئله ای که تا این حد روشن است، وقعی نمینهند؟
روی هر پاکت سیگار علامت ریه سالم و ناسالم کشیده شده و درج شده که دخانیات دشمن سلامت است ولی باز هم عده ای سیگار میکشند. این نشان میدهد بسیاری از انسان ها  تابع عقل نیستند. قواهای انسان در کتاب معراج السعاده علامه نراقی شرح داده شده اند. قوه وهمیه، غضبیه، شهویه و عقلیه. اگر قوه ی عقلیه غالب باشد انسان عاقبت به خیر می شود وبه کارهای صحیح مبادرت می ورزد. ولی انسان گاهی باورهایی دارد که حجتی برای آنها نیست که از قضا با عقل و تدبیر اشتباه گرفته میشود. هر قدر هم با صاحب این اوهام بحث کنیم و دلیل و قرینه بیاوریم که ثابت کنیم باورهای آن ها  غلط است باز هم قبول نمی کنند. به قول آقا برخی عقل حسابگر شان چنان ایراد پیدا کرده که هر قدر اطلاعات دریافت کند، فایده ای نمیکند. مشکل الان ما این است که دچار وهم شده ایم. حرف بنده این است که در عرصه سیاست گذاری در فضای روشنفکری چیزی که بدتر از غضب و شهوت است؛ وهم است.
 
بنابراین چاره کار در این است که عده ای از افرادی که مشکلات را درک میکنند باید تشکل پیدا کرده و شروع به مطالبه کنند. آنها باید در سیاست گذاری دخالت کنند که اگر این اتفاق بیافتد و افرادی مانند رئیس دانشگاه ها، وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی، و معاونت علمی ریاست جمهوری اگر از این جنس آدم ها باشند کار کم کم درست می شود.
 
  • چه راه حلی برای برون رفت از شرایط فعلی پیشنهاد میکنید ؟
اتفاقی که الان باید بیفتد این است که بخشی از جامعه و افرادی که پی به مشکلات برده اند باید متشکل شوند. در زمان مدیریتم در دانشگاه شریف سعی کردم که آن تعدادی از اساتید که توانستند ارتباط با صنعت پیدا کنند مجتمع شوند. چون که آنها هستند که شیوه آموزششان و دانشجویی که تربیت میکنند نهایتاً به درد کشور می خورد. به عنوان مثال در پروژه ماهواره شریف حدود 150 نفر اساتید و دانشجویان کار میکردند. دانشجویی داشتیم که بورس دانشگاه جورجیا تک آمریکا را گرفت ولی بعد از یکسال برگشت. استدلال او برای برگشتن این بود که میگفت: چیزی که در این پروژه یاد می گرفتم بهتر از چیزی بود که در آنجا به ما یاد می­دادند.
 
چند نفر از افرادی که در این پروژه فعالیت می کردند بعدا هیئت علمی دانشگاه هایی مانند تربیت مدرس و خواجه نصیر شدند . بنابراین چاره کار در این است که عده ای از افرادی که مشکلات را درک میکنند باید تشکل پیدا کرده و شروع به مطالبه کنند. آنها باید در سیاست گذاری دخالت کنند که اگر این اتفاق بیافتد و افرادی مانند رئیس دانشگاه ها، وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی، و معاونت علمی ریاست جمهوری اگر از این جنس آدم ها باشند کار کم کم درست می شود.
 با یک حرکت دبیرخانه ای و با کمک گرفتن از افراد تاثیرگذار، ایجاد کرسی نظریه پردازی و ارائه تحلیل و انتشار و پیگیری برای اصلاح سیاستگذاری ها میتوان یک حرکت اصیل ایجاد کرد که خروجی آن در نهایت دردی را از کشور دوا کند.
 

نگارنده : fatehan02 در 1396/9/8 9:40:9


نظرات :