نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
طعم تلخ حقارت ملی
قرارداد ترکمانچای نخستین‌بار طعم تلخ حقارت ملی ناشی از کاپیتولاسیون را به ایرانیان چشانید و تا مدت‌ها تبعات منفی این رژیم حقوقی بر سرنوشت این مرزوبوم سایه افکند تا اینکه در سال 1925 میلادی ملغی شد.


 کاپیتولاسیون یکی از مهم‌ترین موضوعات حقوق بین‌الملل خصوصی است که تبعات زیادی در عرصۀ نظام بین‌الملل داشته است. برای بررسی و درک بهتر این رژیم حقوقی، باید آن را از دریچۀ استعمار نگاه کرد؛ چراکه کاپیتولاسیون به‌معنای رفتار با بیگانگان طبق قوانین کشور متبوع و عدم تبعیت آن‌ها از قوانین کشور مقیم است. این رژیم حقوقی اگر جنبۀ تعهد متقابل داشته باشد،[1] با زمانی که تعهدی یکجانبه باشد، رژیم‌های حقوقی متفاوتی ایجاد می‌نماید. بدین‌معنا که در حالت اول، احترام متقابل و در حالت دوم، تحقیر یک ملت توسط دیگری را به‌دنبال دارد و درست در همین معنی است که نوع نگاه غرب استعمارگر به مسئلۀ کاپیتولاسیون روشن می‌شود و این مفهوم در کنار مفاهیمی چون کندومینیوم، تحت‌الحمایگی، قیومت و مناطق نفوذ قرار می‌گیرد که دول استعمارگر در راستای تأمین منافع خود، آن را در کشورهای مغلوب و تحت سلطه تسری دادند و نتایج و عواقب زیان‌بار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن را به کشورهای پذیرنده تحمیل کردند.
 
نکتۀ جالب توجه آن است که هرچند شیوه‌های مختلف استعمار کهن در عصر نوامپریالیسم کارکرد خود را از دست داده یا تغییر یافته است، اما کاپیتولاسیون در عصر جدید استعمار نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفته است (عراق، 2008).[2]
ایران یکی از کشورهایی است که قربانی این رژیم حقوقی نابرابر در هر دو عصر قدیم و جدید استعمار شده است. قرارداد ترکمانچای نخستین‌بار طعم تلخ حقارت ملی ناشی از کاپیتولاسیون را به ایرانیان چشانید و تا مدت‌ها تبعات منفی این رژیم حقوقی بر سرنوشت این مرزوبوم سایه افکند تا اینکه در سال 1925 میلادی ملغی شد. اما این پایان ماجرای حقارت ملی ایرانیان نبود؛ چراکه در عصر نوامپریالیسم، تجربۀ ناگوار حق قضاوت کنسولی بار دیگر تکرار شد و ابرقدرت سربرآورده از خرابه‌های جنگ جهانی دوم، با نگاه و رویکرد رئالیستی قدرت‌محور و مداخله‌گرا در سیاست خارجی، عزت ملی و استقلال ایرانیان را در قالب «موافقت‌نامۀ وضعیت نیروها»[3] نشانه گرفت.
در این میان، دولتمردان عصر پهلوی دوم، به‌خصوص شخص محمدرضا، در ظاهر به‌عنوان ژاندارم منطقۀ خاورمیانه و در واقع به‌عنوان مهرۀ پیادۀ آمریکا در صفحۀ شطرنج نظام دوقطبی دوران جنگ سرد به ایفای نقش پرداختند و سرکوب جنبش‌های مارکسیستی و ضدآمریکایی منطقه را به‌عهده گرفتند. بدین‌ترتیب سیل اعتبارات و تسلیحات نظامی آمریکا به‌سوی ایران روانه شد و حضور نظامیان این کشور در ایران تا آنجا گسترش یافت که ایران به مرکز مستشاران آمریکا در منطقه تبدیل گردید و زمینۀ طرح کاپیتولاسیون از سوی مقامات آمریکایی فراهم شد.
 
قانون کاپیتولاسیون در ایران و ترور منصور
آمریکایی‌ها نخستین‌بار در اوایل دهۀ 1340 مسئلۀ مصونیت سیاسی مستشاران نظامی خود در ایران را مطرح کردند. شاه در سفر خود به آمریکا، قبول آن را وعده داد. هیئت‌وزیران در 13 مهر 1342 با آن موافقت کرد و یک سال بعد، لایحۀ کاپیتولاسیون در 9 مرداد و 21 مهر از تصویب مجالس سنا و شورای ملی گذشت.[4]
مهم‌ترین دلایل تصویب این لایحۀ خفت‌بار را می‌توان در آنچه جیمز روزنا «منابع فردی» و «محیط بین‌المللی» می‌نامد، جست‌وجو کرد.[5] بدین‌معنا که در حکومت‌های اقتدارطلب، «منابع فردی» و «محیط بین‌المللی» بیش از دیگر متغیرها در تعیین جهت‌گیری سیاست خارجی مؤثر است.
 
الف) منابع فردی
در حکومت اقتدارگرای پهلوی دوم، شاه در رأس هرم قدرت و فراتر از قانون قرار داشت. بنابراین بدیهی است که علایق و دیدگاه‌های وی نقش تعیین‌کننده‌ای در روند سیاست‌گذاری‌های داخلی و خارجی داشته باشد. لذا تمایل سیری‌ناپذیری شاه برای در اختیار داشتن سلاح‌های مدرن و پیشرفتۀ غربی و دِین او به آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد 1332، در شرایط فقدان مشروعیت داخلی، باعث وابستگی هرچه بیشتر او به آمریکا شد. تاآنجاکه وی پیش از اینکه لایحۀ کاپیتولاسیون در مجالس ایران مطرح شود، آمریکایی‌ها را از پذیرفتن آن مطمئن کرد و از نفوذ خود برای اجبار مجلس به تصویب مصونیت حقوقی مستشاران آمریکا استفاده نمود.
علاوه بر محمدرضاشاه، نخست‌وزیر وقت، حسنعلی منصور که از چهره‌های وابسته به آمریکا بود نیز نقش زیادی در به تصویب رساندن کاپیتولاسیون در مجالس سنا و شورای ملی ایفا کرد.[6] بدین‌ترتیب گرایش‌ها و تعلقات خاطر شخص محمدرضا و مهره‌های دست‌نشاندۀ وی به آمریکا (منابع فردی)، یکی از دلایل مهم به تصویب رسیدن قانون کاپیتولاسیون در ایران بود.
 
ب) محیط بین‌المللی
 
 1. ساختار نظام بین‌الملل
تنش‌زدایی رقابت‌آمیز حاکم بر ساختار دوقطبی نظام بین‌الملل که آمریکا را به کاربرد سیاست مهار از طریق نظامی وامی‌داشت و ترس از رجوع ایران به شوروی برای خرید تسلیحات در صورت بی‌توجهی آمریکا، باعث توجه زیاد آمریکا به ایران می‌شد. دادن وام‌های کلان، فروش تسلیحات مدرن، افزایش تعداد نظامیان، وارد کردن ایران در قراردادهای امنیت دسته‌جمعی و... از مهم‌ترین اقدامات آمریکا برای نگهداری سد ایران در مقابل کمونیسم شوروی بود.
کاپیتولاسیون نیز در همین راستا در دستور کار مقامات آمریکایی قرار گرفت تا علاوه بر دادن آزادی عمل بیشتر به مستشاران نظامی آمریکا در ایران، زمینۀ مداخلات بیشتر این کشور در ایران را فراهم کند. بدین‌ترتیب کاپیتولاسیون حلقۀ تکمیلی مداخلات آمریکا در ایران بود که می‌توان آغاز آن را سال 1332 دانست.
 
2. سفارت آمریکا
اعمال‌نفوذ بر شخصیت‌های مؤثر در فرایند تصمیم‌سازی در ایران، به‌ویژه شاه و منصور، یکی از اقدامات مهم سفارت آمریکا در راستای تصویب کاپیتولاسیون در ایران بود. آمریکایی‌ها اعطای امتیازات و کمک‌های نظامی به ایران را به اعطای مصونیت حقوقی مستشاران نظامی خود منوط کردند و بدین‌وسیله شاه را تحت فشار قرار دادند. آن‌ها حتی پیش از شاه این مسئله را با حسنعلی منصور هماهنگ کرده بودند و برای اطمینان از تصویب کاپیتولاسیون در مجلس، بر نمایندگان کلیدی اعمال‌نفوذ کردند.[7]
با افشای تصویب کاپیتولاسیون در ایران، مخالفت‌های زیادی علیه آن صورت گرفت؛ چراکه این قانون آمریکایی‌ها را از شمول دادگاه‌های ایران خارج می‌کرد و باعث تحقیر ملی ایرانیان می‌شد. ترور منصور توسط محمد بخارایی (یکی از اعضای هیئت مؤتلفه اسلامی) مرهمی کوچک بر زخمی بود که با کاپیتولاسیون بر عزت ملی مردم ایران وارد شده بود.
 
کاپیتولاسیون و خدشه به عزت ملی ایرانیان
عزت ملی به‌معنای این است که یک ملت در خود و از خود احساس حقارت نکند. قانون کاپیتولاسیون در ایران درست نقطۀ مقابل عزت ملی، یعنی حقارت ملی را برای ایرانیان تداعی می‌کرد؛ چراکه کاپیتولاسیون کلیۀ نظامیان آمریکایی مأمور در ایران و وابستگانشان را از حیطۀ قانون ایران برکنار می‌کرد؛ به‌طوری‌که اگر آن‌ها جرم یا جنایتی انجام می‌دادند، در دادگاه‌های ایران جواب‌گو نبودند.[8]
کاپیتولاسیون جدای از پیامدهای ناگوار سیاسی افزایش نفوذ و مداخلۀ بیگانگان در کشور، از چند جنبه منافی استقلال و عزت ملی ایرانیان بود. اولین ضربۀ کاپیتولاسیون به استقلال سیستم قضایی و حاکمیت دولت وارد می‌شد؛ چراکه بیگانگان را از حوزۀ قوانین جزایی کشور که مظهر حاکمیت دولت است، خارج می‌کرد و اتباع خارجی را بر اتباع داخلی مقدم می‌داشت.[9]این مسئله خود زمینه‌ساز افزایش جرائم بیگانگان علیه مردم ایران می‌شد که علاوه بر پیامدهای منفی اجتماعی، غرور ملی و عزت اسلامی مردم ایران را نیز خدشه‌دار می‌کرد؛ چراکه در صورت تعرض نظامیان آمریکا به جان، مال، ناموس و مقدسات اتباع ایرانی، آن‌ها نه‌تنها نمی‌توانستند در دادگاه اقامه دعوی کنند، بلکه مراکز قانونی نیز در این مواقع موظف به تأمین امنیت متعرض بودند.
از جنبۀ اقتصادی هم کاپیتولاسیون سیستم اقتصادی و قوانین آن را بازیچۀ بیگانگان می‌کرد؛ چراکه خارجیان می‌توانستند بدون هیچ کنترل و ممانعتی هرچه می‌خواستند به کشور وارد یا از آن خارج کنند. از لحاظ نظامی نیز کاپیتولاسیون عظمت ارتش و نیروهای نظامی ایران را به سخره می‌گرفت و این مسئله نیز غرور ملی ایرانیان را جریحه‌دار می‌کرد.
بدین‌ترتیب می‌توان گفت یکی از پیامدهای مهم کاپیتولاسیون از جنبه‌های سیاسی، قضایی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی، حقارت ملی ایرانیان بود؛ یعنی با تصویب کاپیتولاسیون، عزت ملی و اسلامی مردم ایران به‌دست عده‌ای وطن‌فروش، به‌پای اجانب ریخته شد.
 

رهبران مذهبی و کاپیتولاسیون؛ واکنش شدید امام
علی‌رغم تلاش‌های رژیم پهلوی برای سانسور و جلوگیری از افشای این خیانت تاریخی نزد مردم، امام خمینی از تصویب لایحۀ کاپیتولاسیون مطلع شد و بلافاصله درصدد مقابله و افشاگری در برابر آن برآمد. اولین اقدام امام آگاه کردن علما در شهرستان‌ها بود. لذا پیک‌ها و نامه‌های متعددی از جانب ایشان به شهرهای مختلف روانه شد. گام بعدی فراخواندن مراجع برای بحث دربارۀ لایحۀ کاپیتولاسیون بود. بعد از برگزاری این جلسات مشترک، قرار شد مراجع در سالروز تولد حضرت زهرا (س) علیه کاپیتولاسیون سخنرانی کنند.[10]
رژیم پهلوی که از واکنش و تصمیم امام برای سخنرانی آگاه شده بود، سعی کرد با اعزام فرستاده‌ای، مانع این اقدام شود، اما امام برطبق قرار قبلی با مراجع، روز چهارم آبان در منزل خود سخنرانی آتشینی علیه کاپیتولاسیون ایراد کرد. ایشان در سخنان خود، ضمن افشای مضرات و ماهیت اسارت‌بار کاپیتولاسیون، از ضربه‌های مهلک آن به استقلال و عزت ملی ایرانیان سخن گفت: «استقلال ما را فروختند... عزت ما پایکوب شد. عظمت ایران از بین رفت... ملت ایران را از سگ‌های آمریکایی پست‌تر کردند.»[11]
امام خمینی علاوه‌بر اقدامات فوق، اعلامیه‌ای هم در نکوهش کاپیتولاسیون یا «سند بردگی ملت ایران» صادر کرد و نسبت به سوءاستفاده‌های ناشی از آن هشدار داد. این واکنش‌ها باعث شد تا رژیم پهلوی ایشان را به ترکیه تبعید کند. گفتنی است که مراجع و علمای دیگر هم طبق قرار قبلی با امام، در چهارم آبان در منزل خود سخنرانی‌هایی در مذمت کاپیتولاسیون ایراد کردند. آیات‌عظام شریعتمداری، مرعشی ‌نجفی، مرتضی حائری یزدی و آیت‌الله گلپایگانی علاوه‌بر سخنرانی، اعلامیه‌هایی هم در این زمینه صادر کردند.[12]
 
نقش کاپیتولاسیون در بازسازی ایران در قامت یک انقلاب
خدشه به عزت ملی و اسلامی مردم ایران را می‌توان جزء علل روانی زمینه‌سازی دانست که در کنار عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی به انقلاب اسلامی منجر شد. تحقیر ملت ایران توسط آمریکا، که می‌توان نقطۀ آغاز آن را کودتای 28 مرداد 1332 دانست و نمود علنی آن را در قانون کاپیتولاسیون دید، در تنفر مردم نسبت به علت آن، یعنی مداخلات آمریکا و وابستگی ایران، انباشته و در نفرت از شاه جلوه‌گر شد.
 
بدین‌ترتیب کاپیتولاسیون را می‌توان حلقۀ تکمیلی افزایش مداخلات آمریکا در ایران دانست که علاوه‌بر افزایش وابستگی ایران به آمریکا، تحقیر ملی ایرانیان و خدشه به عزت ملی آن‌ها را به اوج رساند و در ناخودآگاه جمعی ایرانیان تنفر آتشینی از عوامل آن ایجاد کرد. این تنفر سرانجام در شعار «مرگ بر شاه» علنی شد و خود را در چهرۀ یک انقلاب نشان داد.
 
 پی‌نوشت‌ها
[1]. برای مطالعۀ بیشتر در این‌باره بنگرید به: محمدعلی چلونگر، کاپیتولاسیون در تاریخ ایران، تهران، مرکز، 1382.
[2]. Sean Foley, The Iraq Status-of-Forces Agreement, Iran, and Guantanamo BayRutgers Law Record, Spring 2009 , p4, Access on: http://lawrecord.typepad.com/rutgers_law_record/page/3/
[3] .Status of Forces Agreement
[4]. محمد هراتی، حق استفادۀ آمریکاییان از معافیت و مصونیت سیاسی و قضایی قرارداد وین در ایران، نشست تخصصی حق قضاوت کنسولی کاپیتولاسیون، تهران، 1383، ص73-79.
[5]. JamesRosenau, The Scientific Study of Foreign Policy, New York: The Free Press, 1971, p.98
[6]. نیلگون دریایی، کاپیتولاسیون از مشروطه تا پهلوی، مطالعات تاریخی، زمستان 1391، سال دهم، ش39، ص249.
[7]. کامران غضنفری، آمریکا و تحمیل کاپیتولاسیون، مطالعات تاریخی، سال ششم، پاییز 1388، ش26، ص112.
[8]. جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، قم، معارف، 1385، ص84.
[9]. غضنفری، همان، ص107.
[10]. محمدرحیم روحبخش، اعلام خطر آیت‌الله: مروری بر مبارزات امام و مراجع علیه کاپیتولاسیون، زمانه، مهر 1383، ش25، ص24-26.
[11]. سخنرانی امام خمینی، مورخ 4 آبان 1343، بنگرید به سید جلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج2، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1384، ص109-116.
[12]. روحبخش، همان، ص27.
 
 


نگارنده : fatehan02 در 1396/10/13 8:51:33


نظرات :