نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
ویژگی های روان سنجی نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام
در بخش کمک به شکل گیری هویت فردی، پدر می تواند از طریق واگذاری مسئولیت (به کارگیری) به نوجوان، احترام به او، دوستی و مشورت کردن با او کمک کند تا او نیز به خود اعتماد کرده و هویت فردی اش به درستی شکل گیرد.

چکیده

هدف این پژوهش ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام بود. بر این اساس، با استفاده از آیات و روایات اسلامی، به تبیین نقش تربیتی پدر پرداخته و با استخراج مؤلفه های نظری نقش پدری پرسش نامه ای 48 سؤالی تدوین شد. روش تحقیق به دو شیوه توصیفی و پیمایشی می باشد. برای جمع آوری آموزه های دین اسلام، روش توصیفی مورد استفاده قرار گرفته است، و برای ارزیابی روایی و اعتبار مقیاس، روش پیمایشی در نمونه ای 382 نفری از دانش آموزان دبیرستانی منطقه 18 تهران به کار رفته است.

در بررسی روایی محتوای پرسش نامه، ضریب تطابق کندال 2/0 با سطح معناداری 0001/0، نشان  دهنده میزان توافق کارشناسان خبره در مورد موافقت گویه های طراحی شده می باشد. روایی ملاک با محاسبه ضریب همبستگی مقیاس حاضر و مقیاس دلبستگی به پدر (IPPA) 129/0 بود که در سطح 05/0 معنادار می باشد. نتیجه بررسی روایی سازه حاکی از همبستگی بالای سؤالات با نمره کل بود. در بررسی اعتبار پرسش نامه آلفای کرونباخ برابر با 89/0 می باشد، و میزان همسانی درونی بر اساس ضریب دو نیمه سازی گاتمن 87/0 می باشد. در روش بازآزمایی با فاصله زمانی سه هفته، نتایج نشان از همبستگی 783/0 در سطح 01/0 بین اجرای اولیه و اجرای مجدد دارد. از این رو، با استفاده از منابع اسلامی امکان ساخت ابزاری برای سنجش نقش تربیتی پدر وجود دارد. این ابزار، جهت استفاده های پژوهشی از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است.

مقدمه

خانواده یکی از ارکان اصلی جامعه بشری است که همواره مورد توجه اندیشمندان و متفکران بوده است و در رشته های مختلف علم درباره آن سخن به میان آمده است. پدر و مادر نیز که قوام خانواده به آنهاست، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. اما همواره در میان دانشمندان، در خصوص اهمیت نقش پدر و مادر اختلاف نظر بوده است.

در سال 1976 اکثر نظریه پردازان اجتماعی تردید داشتند که پدران نقش قابل ملاحظه ای در شکل دهی به تجربیات و رشد کودکان  خود، بخصوص دختران داشته باشند. در نتیجه، برخی نویسندگان همچون لمب و لموندا تلاش هماهنگ و غالباً آشکاری را برای اثبات این نکته از خود نشان دادند که اولاً، پدران در رشد کودک نقش دارند. ثانیاً، نقش آنان در طول حیات کودک برجسته است و ثالثاً، بر روند رشد کودک تأثیر می گذارد (Lemonda & Lamb, 2004, p. 1). از  این رو، با بررسی نظرات مختلف می توان نظریه پردازان را به دو دسته کلی تقسیم کرد:

دسته اول، گروهی هستند که برای پدر نقش حداقلی قائل بوده و تنها او را نان آور خانواده دانسته و هیچ گونه نقشی در خصوص تربیت فرزندان برای وی قایل نیستند. این دسته نظریه پردازان، همه تربیت را به مادر اعطا کرده و پدر را تنها وسیله ای دانسته اند که زمینه تربیت فرزندان توسط مادر را فراهم می کند. آنها نقش پدر را به طور کامل در نظر نمی گیرند و به سادگی فرض می کنند که رابطه مادر - نوزاد مهم ترین رابطه در دوران نوزادی است و آثار آن تا نوجوانی و بزرگسالی ادامه می یابد. نظریه پردازانی همچون اتورانک، آنا فروید، جان بالبی، هوبارت مورر از این دسته اند. به علاوه، همه این محققان معتقدند که چون مادر بیشترین وقت را با نوزاد سپری می کند، از اهمیت بی نظیری در زندگی او برخوردار است. از این رو، نقش های محتمل پدر را کاملاً مورد غفلت قرار داده اند (آدامز، 1373، ص 14).

در همین زمینه، برخی دیگر از محققان معتقدند که هر چند در تاریخ اقتدار پدر مسئله مهمی بوده و برای دورانی طولانی حضور پدر مقتدر در خانواده ضروری بوده و به پیشرفت جامعه کمک کرده، اما در شرایط کنونی این امر سبب پیدایش شخصیت های سلطه  طلب گشته و جامعه را به سوی دیکتاتور طلبی سوق می دهد (اعزازی، 1376، ص 128). از این رو، معتقدند که باید این سلطه طلبی نیز شکسته شده و خانواده آزاد شود.

دسته دوم، کسانی هستند که علاوه بر مادر، برای پدر نیز در خصوص تربیت فرزندان نقش قایل هستند. این دیدگاه در روان شناسی از دهه 1970 با تحقیقات لمب در مورد نقش پدر مورد توجه قرار گرفت (Krampe, 2005, p. 2). امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند که از بین رفتن نقش پدری تأثیرات منفی بر خانواده و کودک دارد.

برای مثال، آنکونا معتقد است که از دست رفتن نقش پدری در جامعه آمریکا، اساس اجتماعی آمریکای معاصر را تضعیف کرده است و ملتی را که روزگاری از قدرت قابل ملاحظه ای برخوردار بود، از فرایند رشد خودش بازداشته است (Ancona, 1998. p. 19). از این رو، کشور آمریکا در کل از فقدان هویت مردانه بزرگسال رنج می برد (Eastin, 2003, p. 12). این امر موجب ناتوانی شهروندان آمریکایی در دستیابی به بلوغ و استقلال عمل شده است (Ancona, 1998. P. 20). برخی دیگر بر این باورند که آمریکای معاصر رفته رفته به جامعه ای بدون پدر بدل می شود (Eastin, 2003, p. 12).

تا دهه 1970 به نقش پدران در رشد کودکان اهمیت چندانی داده نمی شد. اما به مرور روان شناسان با ورود به این حوزه، تأثیر نقش پدران در زندگی کودکان را مورد بررسی بیشتر قرار دادند. امروزه علی رغم وجود پژوهش های فراوان در این حوزه، باز هم توجه کمتری به مسئله نقش تربیتی پدران می شود (Arian, 2002). درحالی که پدران نه تنها به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق مراقبت از کودکان و حضور در بافت خانواده نقش فعالی در رشد کودکان دارند، بلکه در 50% از ژن های کودکانشان نیز سهیم هستند (Ibid).

هرتسگ با تأکید بر نقش خاص پدر می گوید: کودکان محروم از پدر دچار «گرسنگی پدر» خواهند شد؛ زیرا آنان برای تنظیم متناسب پرخاشگری نسبت به خود و دیگران نیازمند آنند که با بزرگسالان مذکری در ارتباط باشند (آدامز، 1373، ص 15). در همین زمینه، سه نوع مطالعه برای تبیین نقش پدران طراحی شده است که عبارتند از: مطالعات همبستگی، مطالعات غیبت و جدایی پدر و مطالعات نقش آفرینی پدر.

بسیاری از مطالعات اولیه در خصوص نقش پدر برای تعیین همبستگی بین نقش پدری و ویژگی های فرزندی طراحی شده بود. اکثر این مطالعات بین سال های 1940 تا 1970 اجرا شده، زمانی که نقش پدر به عنوان یک نقش جنسی، دارای بیشترین اهمیت بود. در آن زمان، بیشتر مطالعات روی رشد نقش جنسی، بخصوص در مورد پسرها متمرکز بود (Lamb, 1881, p. 45). طراحی این مطالعات اولیه بسیار ساده بود و مردانگی را در پدرها و پسرها برآورد و سپس، تعیین می کرد که چگونه دو مجموعه نمرات همبسته می شدند.

در اوایل دهه 1980، تحقیقات به سمت غیبت پدر و تأثیرات آن بر رشد فرزندان معطوف شد. نتایج این تحقیقات نشان داد، که غیبت پدر تأثیرات فراوانی بر فرزندان طلاق دارد. تحقیقات انگل و انگل، 1996، بیلر، 1982، دمونو و اکوک، 1996، بیانگر این است که محرومیت از وجود پدر، ارتباط مستقیمی با مشکلات روان شناختی، هم در دختران و هم در پسران دارد (Lemonda & Lamb, 2004, p. 7).

در دهه 1980، محققان به سمت بررسی نقش  آفرینی پدر رفتند. در بیشتر این مطالعات، مقایسه بین شأن و منزلت کودک در خانواده های سنتی تر، که پدرهایشان در تربیت آنها مشارکت کمتری داشته اند، با آن فرزندانی بود که پدرهایشان در نگهداری از آنها مشارکت می کردند (Lamb & et al, 1985, p. 229-266). برخی دیگر از محققان، همبستگی سطوح مختلف درگیری پدر را مورد بررسی قرار دادند (Thomson & Mosely, 1995, p. 148-165).

تأثیرات افزایش نقش پدر در مطالعات پلک، 1997، پروت، 1985، رادین، 1994، که نتایج آن نیز با سایر تحقیقات به صورت چشمگیری هماهنگ بود، نشان داد، فرزندانی که پدرهایشان نقش آفرینی بیشتری داشته اند، دارای کفایت شناختی و همدلی بالاتر، خود کنترلی بیشتر و باورهای کلیشه ای جنسی پایین تر هستند (Lemonda & Lamb, 2004, p. 7). در سال 2002، محققان جهت گیری تحقیقات را تغییر داده و به حمایت پدر و تأثیرات آن از جمله بر موفقیت های تحصیلی فرزندان پرداختند. به عنوان نمونه، می توان به تحقیقات بلر و گراهام (2002) و مک برد و اسکوپ-سالیوان (2005) در این زمینه اشاره کرد (Ibid, p. 8).

با توجه به اهمیت نقش پدر، محققان درصدد سنجش و ارزیابی این امر توسط برخی از مقیاس ها برآمدند. در برخی از این مقیاس ها، نقش پدر توسط فرزند مورد ارزیابی قرار می گیرد و در برخی دیگر، این پدر است که در خصوص نقش خودش، قضاوت می کند. در ادامه، به برخی از این مقیاس ها اشاره می شود:

پرسش نامه نقش پدر (ROFQ)، توسط پالکوویتز در سال 1984 در 15 سؤال طراحی شده است. این پرسش نامه، میزان باورهای والدین در خصوص اهمیت نقش پدر در رشد کودکان را اندازه گیری می کند. در تحقیقات انجام شده توسط کریستینسن (1997)، اعتبار بالای برای این پرسش نامه گزارش شده است. اما این پرسش نامه تاکنون در ایران ترجمه و هنجاریابی نشده است.

پرسش نامه نگرش فرزند نسبت به پدر و مادر توسط والتر دبلیو هودسون در سال 1992 در 25 سؤال طراحی شده است. این پرسش نامه، نگرش فرزندان به پدران و مادرانشان را مورد بررسی قرار می دهد و برای اندازه گیری دامنه یا شدت مشکلات فرزند با پدر و مادر، تدوین شده است. این مقیاس ها، همانند هم هستند به جز اینکه کلمه مادر و پدر در آنها عوض می شوند. برای این پرسش نامه اعتبار و روایی بالایی گزارش شده است (ثنایی، 1387، ص 101).

ابزار پیوند والدینی - فرم پدر، این پرسش نامه در 25 سؤال توسط گوردون پارکر و همکارانش طراحی شده است. در این پرسش نامه، از نوجوان خواسته می شود که نظر خود را در خصوص پدر اعلام کند.

پرسش نامه وجود پدر (FPQ)، این پرسش نامه توسط کرامپ در سال 2005 با 102 سؤال تهیه شده است. در این پرسش نامه، پدر از منظر نوجوان مورد ارزیابی قرار گرفته است. این تحقیق شامل سه حیطه کلی می شود: ارتباط با پدر، باورهایی درباره پدر، تأثیرات درون نسلی خانوادگی. محقق، این سه حیطه را در 10 مقیاس مورد ارزیابی قرار داده است. مقیاس احساسات در خصوص پدر، مقیاس حمایت مادر برای ارتباط با پدر، مقیاس ادراک از مشارکت (درگیری) پدر، مقیاس تماس بدنی با پدر، مقیاس ارتباط پدر و مادر، مقیاس درک از خدا به عنوان یک پدر، مقیاس ادراک از تأثیر پدر، مقیاس ارتباط مادر با پدر خود (آیتم های ـ)، مقیاس ارتباط مادر با پدر خود (آیتم های +)، مقیاس رابطه پدر با پدر خود (Krampe, 2005, p. 3).

مقیاس دلبستگی والدین و همسالان (IPPA)، این مقیاس به منظور تعیین کیفیت پیوندهای عاطفی میان والدین و نوجوان توسط آرمسدن و گرینبرگ(1987) مورد استفاده قرار گرفت. این مقیاس، به کمک ارزیابی تجارب عاطفی- شناختی مثبت (اعتماد، ارتباط، پاسخ گویی خوب و در دسترس بودن والدین) و تجارب عاطفی شناختی منفی (خشم، ناامیدی در نتیجه غیر پاسخ گو یا پاسخ گویی بی ثبات) کارکردهای مختلف دلبستگی را مورد سنجش قرار می دهد (Armsden & Greenberg, 1987, p. 15).

به رغم همه کارهای انجام شده، پژوهشی که به طور جامع به نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام پرداخته و برای آن پرسش نامه ارائه کرده باشد، انجام نشده است. بر این اساس، مسئله اساسی این پژوهش عبارت است از: ساخت پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام و بررسی روایی و اعتبار آن. ازاین رو، این سؤال ها در مورد پرسش نامه محقق ساخته نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام بررسی شده است: پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام از چه میزان روایی برخوردار است؟ اعتبار پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام چقدر است؟

روش تحقیق

جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه اول، دوم و سوم متوسطه منطقه هیجده شهر تهران است. در این منطقه، 35 دبیرستان دخترانه و پسرانه وجود دارد که نزدیک به 14363 هزار دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی تحصیل می کنند.

حجم نمونه در این پژوهش، براساس جدول کرجسی و مورگان (1970)  تعیین شده است. از آنجا که حجم جامعه آماری تقریباً برابر با 14363 نفر بود، جدولکرجسی و مورگان متناسب این حجم، نمونه ای 377 نفری را پیشنهاد می کند. اما از آنجا که خطای نمونه گیری با اندازه نمونه رابطه معکوس دارد و هر قدر اندازه نمونه افزایش یابد، خطای نمونه گیری کمتر می شود (بیابانگرد، 1386، ص 132) محقق نمونه ای برابر با 382 نفر برای پژوهش انتخاب کرده است که حتی از حجم نمونه پیشنهادی جدول کرجسی و مورگان برای جامعه با 100000 هزار نفر هم بیشتر می باشد.

نمونه مورد پژوهش از میان جامعه مذکور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی گردآوری شده است. بدین منظور، پس از تعیین طبقات و حجم نمونه، از آنجا که جامعه مورد تحقیق بزرگ و گسترده بود و فهرست کامل افراد جامعه در دسترس نبود، با روش نمونه گیری خوشه ای، و با انتخاب چند کلاس از هر طبقه (پایه اول، پایه دوم و پایه سوم)، پرسش نامه نقش پدر از دیدگاه اسلام بر روی نمونه ها اجرا شد.

در سطح آمار استنباطی، برای بررسی رابطه بین متغیرها، شاخص همبستگی مورد استفاده قرار گرفته است. از آنجا که هدف از این پژوهش، ساخت پرسش نامه نقش پدر از دیدگاه اسلام بوده است، برای روایی محتوای این مقیاس از متخصصان علوم اسلامی استفاده شده. در ارزیابی میزان مطابقت نظرات کارشناسان در خصوص روایی محتوایی از شاخص آماری ضریب کندال استفاده شده، روایی سازه نیز از طریق همبستگی با نمره کل و روایی ملاک را از طریق روایی همزمان به دست آمد. برای ارزیابی اعتبار پرسش نامه ساخته شده از روش آزمون – آزمون مجدد و آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن استفاده شده است.

تعداد نمونه انتخابی در این تحقیق، به ازای هر سؤال تقریباً 7 نمونه بود. همچنین در این پژوهش از دو ابزار استفاده شده است:

الف. پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام، با 48 سؤال، که برای یازده مؤلفه طراحی شده است. این آزمون بخش عمده ای از وظایف پدر را که قابل سنجش و ارزیابی بوده، مورد ارزیابی قرار می دهد.

مؤلفه های نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام عبارتند از:

1. محبت به فرزند، 2. تکریم مادر، 3. تکریم فرزند، 4. بازی با فرزند و زمینه سازی برای آن، 5. الگو دهی مثبت، 6. آموزش های دینی، 7. آموزش های پایه و عمومی، 8. تأدیب، 9. کمک به شکل دهی هویت فردی، 10. کمک به شکل دهی هویت اجتماعی نوجوان، که خود شامل سه زیر مؤلفه می باشد: آموزش تعامل اجتماعی مناسب، انتخاب دوست خوب، تربیت شغلی، 11. وظایف مالی پدر.

ب. مقیاس دلبستگی به پدر (IPPA): این مقیاس، به منظور تعیین کیفیت پیوندهای عاطفی میان والدین و نوجوان توسط آرمسدن و گرینبرگ 1987 مورد استفاده قرار گرفت.

این مقیاس، به کمک ارزیابی تجارب عاطفی- شناختی مثبت (اعتماد، ارتباط، پاسخ گویی خوب و در دسترس بودن والدین) و تجارب عاطفی شناختی منفی (خشم، ناامیدی در نتیجه غیر پاسخ گو یا پاسخ گویی بی ثبات)، کارکردهای مختلف دلبستگی را مورد سنجش قرار می دهد (Greenberg, 2009, p. 1).

این آزمون دارای سه زیر مقیاس، میزان اعتماد، کیفیت رابطه و میزان خصومت و احساس بیگانگی است. آلفای گزارش شده برای این مقیاس 89/0 می باشد. این مقیاس، یک مقیاس خودسنجی با مقیاس های لیکرت پنج قسمتی می باشد.

مؤلفان این پرسش نامه، ضریب بازآزمایی به فاصله سه هفته را برای دلبستگی به والدین93/0 و برای دلبستگی به همسالان 86/0گزارش کرده اند. طبق گزارش سازندگان، این آزمون، از اعتبار سازه ای خوبی نیز برخوردار است (Greenberg, 2009. p. 2).

مراحل ساخت پرسش نامه نقش  تربیتی پدر از دیدگاه اسلام و روش انجام کار به شرح زیر پیگیری شده است:

گام 1. تحلیل نظری نقش تربیتی پدر با توجه به آیات و روایات؛

در این بخش ابتدا منابع روایی، در خصوص کودک و وظایف پدر جمع آوری شد. پس از جمع آوری منابع و تحلیل آنها، نقش پدر از آیات و روایات استخراج گردید. با توجه به کارهای کمی، که در این زمینه انجام شده، لازم بود که ابتدا نقش پدر به صورت کامل تبیین و پس از آن الگویی ارائه شود تا در آن غالب، وظایف پدر نظام بندی گردد. الگوهای مختلفی انتخاب و ارزیابی شد تا در نهایت، با مشورت استادان محترم و منابع موجود الگویی برای نقش تربیتی پدر تنظیم شد.

گام 2. بررسی نقش پدر در متون روان شناسی؛

در دومین، گام منابع فارسی و مقالات مرتبط با نقش پدر از بانک پایان نامه ها و جستجوی اینترنتی جمع آوری شد. اما با توجه به اینکه در خصوص نقش پدر در کشورمان بسیار کم کار شده است، منابع مرتبط کمی به دست آمد. در مرحله بعد، مقالات لاتین از طریق اینترنت جست و جو و پس از یافتن منابع مرتبط و دسته بندی و ترجمه جهت استفاده در پژوهش آماده گردید.

گام 3. بررسی میزان موافقت مستندات و الگوی ارائه شده با آموزه های اسلام توسط کارشناشان خبره دینی؛

پس از تهیه الگوی نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام، لازم بود که این امر از نظر کارشناشان دینی نیز بررسی شده تا از صحت آن اطمینان حاصل گردد. ازاین رو، بدین منظور الگوی استخراج شده از روایات، برای کسب اطمینان بیشتر به 11 تن از استادان حوزه ارائه شد. پس از دریافت نظرات استادان و بررسی آنها، الگوی نهایی نقش تربیتی پدر تهیه شد.

گام 4. طراحی   گویه ها براساس مستندات اسلامی (آیات و روایات)؛

در این مرحله، براساس الگوی تهیه شده    گویه هایی برای هر مؤلفه طراحی شد.

گام 5. تهیه و تنظیم نهایی گویه ها؛

با توجه به نکات گفته شده، برای هر مؤلفه    گویه هایی طراحی شد. این   گویه ها در ابتدا به 74 سؤال می رسید. اما پس از مشورت با استادان و حذف برخی از    گویه ها، حجم آنها به 55 سؤال کاهش یافت؛ زیرا کوتاه بودن پرسش نامه جزء مزایای آن محسوب می شود، البته کوتاهی که مخل مقصود و غرض محقق نباشد. ضمن اینکه برخی مؤلفه های نقش پدری نیز از بخش طراحی    گویه ها حذف شدند؛ زیرا امکان سنجش آنها فراهم نبود.

گام 6. بررسی روایی محتوای پرسش نامه؛

در این تحقیق، محقق پس از تهیه   گویه ها، آنها را همراه با مستندات به 11 تن از کارشناسان علوم اسلامی و روان شناسی ارائه نمود تا نظر خود را در زمینه میزان مطابقت هر گویه با مؤلفه نام برده، براساس نحوه دلالت ذکر شده در یک مقیاس لیکرت چهار درجه ای اعلام نمایند.

گام 7. اجرای مقدماتی پرسش نامه؛

به منظور اجرای مقدماتی، پرسش نامه 52 سؤالی در یک نمونه 60 نفری از دانش آموزان دبیرستانی جامعه آماری به اجرا گذاشته شد. پس از اجرا مقدماتی پرسش نامه، سؤالات (10 و47)، به دلیل همبستگی پایین با نمره کل تست حذف و سؤالات مربوط به مؤلفه فراهم کردن زمینه ازدواج (30 و 41) نیز با توجه به ابهاماتی، که برای نوجوانان در حین اجرا مقدماتی پیش آمده بود، حذف شدند. پس از تغییرات اعمال شده فرم 48 سؤالی برای اجرای نهایی تدوین شد.

گام 8. اجرای نهایی پرسش نامه؛

پس از اجرای مقدماتی و جرح و تعدیل گویه ها، اجرای اصلی روی یک نمونه 382 نفری از جامعه آماری اجرا شد. پس از اجرای اصلی پاسخ نامه های ناقص از رده خارج و داده های حاصل از اجرای آزمون در spss وارد شد.

گام 9. به دست آوردن روایی همزمان دو آزمون؛

بدین منظور، مقیاس دلبستگی به پدر (IPPA) همزمان با پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام اجرا شد و از طریق ضریب همبستگی نمره کل دو آزمون روایی همزمان آنها به دست آمد.

گام 10. باز   آزمایی پرسش نامه؛

پس از اجرای نهایی، برای بررسی اعتبار پرسش نامه با فاصله زمانی سه هفته پرسش نامه مجدداً روی یک گروه 14 نفری از آزمودنی های مرحله نهایی اجرا شد.

یافته های تحقیق

هدف از این تحقیق، ساخت پرسش نامه ای است که به صورت کمی بتواند نقش تربیتی پدر را براساس معیارهای مستفاد از منابع اسلامی اندازه گیری نماید. برای رسیدن به این هدف، دو پرسش، بررسی میزان روایی و اعتبار مقیاس مطرح شد. در ادامه، یافته های مربوط به دو پرسش مذکور ارائه  شد. به منظور بررسی روایی پرسش نامه، از سه روش روایی محتوا، روایی وابسته به ملاک و روایی سازه استفاده شده است. در بخش روایی محتوا، 55 گویه براساس مستندات اسلامی طراحی شد. سپس برای بررسی میزان مطابقت آنها با مستندات اسلامی، در یک مقیاس چهار درجه ای لیکرت، به 11 تن از کارشناسان حوزوی متخصص در زمینه روان شناسی تحویل داده شد.

در نهایت، پس از اجرا   گویه هایی که نمره کم تر از 3 گرفته بودند، حذف شدند و    گویه هایی که نمرات بالاتر از 3 گرفته بودند، باقی ماندند. میانگین کل نمرات برابر 29/3 با درصد 25/82 می باشد. ضمن اینکه، ضریب تطابق کندال نیز نشان از میزان توافق کارشناسان خبره در مورد موافقت   گویه ها با مستندات اسلامی و نحوه دلالت آنها دارد.


جدول(1): ضریب تطابق کندال
11

تعداد کارشناسان

206/ 0

ضریب تطابق کندال

309/ 122

مجذور کای

54

درجه آزادی

0001/ 0

سطح معناداری

برای بررسی روایی وابسته به ملاک، از آزمون دلبستگی به پدر (IPPA) استفاده شد. استفاده از این آزمون نیز از آن جهت بود که آزمون دیگری، که در جامعه ایرانی رایج باشد و نقش پدر را مورد سنجش قرار دهد، یافت نشد و با اجرای همزمان این آزمون، به بررسی میزان همبستگی مقیاس مذکور با پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام پرداخته شد. نتایج نشان از همبستگی معنادار این دو آزمون در سطح 05/ 0 برابر با 129/ 0 دارد.

محقق برای بررسی روایی سازه، از روش هماهنگی درونی استفاده کرد. در این روش، تمامی سؤالات از همبستگی بالایی در سطح معناداری 001/ 0 با نمره کل برخوردار بودند. بالاترین نمره همبستگی 661/ 0 و پایین  نمره همبستگی 121/ 0 می باشد. صرفاً دو سؤال 11 و 23 دارای همبستگی با نمره کل در سطح 005/ 0 بودند که این مسئله نشان دهنده آن است که پرسش نامه از روایی سازه بالایی برخوردار است. بنابراین، براساس سه روش روایی مذکور، روایی پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام به اثبات می رسد.

به منظور برآورد اعتبار پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام، از روش تنصیف، ضریب آلفا و همچنین روش بازآزمایی با فاصله زمانی سه هفته بهره برده  شد. در ضریب همسانی درونی، آلفای کرونباخ پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام در مرحله آزمایشی (تعداد آزمودنی ها 60 نفر)، برابر با 914/ 0 و در مرحله نهایی (تعداد آزمودنی ها 382 نفر) برابر با 891/ 0 می باشد که بیانگر همسانی درونی آزمون در سطح بالایی می باشد.

جدول(2): ضریب آلفای کرونباخ پرسش نامه نقش تربیتی پدر در مرحله آزمایشی و نهایی

ضریب آلفای کرونباخ

تعداد   گویه ها

تعداد آزمودنی

مراحل اجرا

914/ 0

52 60

اجرای آزمایشی

891/ 0

48 382

اجرای نهایی

در روش دو نیمه سازی، ضریب اسپیرمن – براون در مرحله آزمایشی، برابر با 900/ 0 و در مرحله نهایی، برابر با 871/ 0 می باشد. میزان همسانی درونی براساس ضریب دو نیمه سازی گاتمن در مرحله آزمایشی، برابر با 897/ 0 و در مرحله نهایی، 871/ 0 می باشد. همبستگی بین دو فرم در مرحله آزمایشی، برابر با 818/ 0 و در مرحله نهایی، 772/ 0 می باشد.

جدول(3): آماره های اعتبار پرسش نامه نقش تربیتی پدر از دیدگاه اسلام در مرحله نهایی

789/ 0

مقدار

نیمه اول

آلفای کرونباخ

24

تعداد   گویه ها

826/ 0

مقدار

نیمه دوم

24

تعداد   گویه ها

48

مجموع تعداد   گویه ها

772/ 0

همبستگی بین دو فرم

871/ 0

تساوی تعداد   گویه ها

ضریب اسپیرمن - براون

871/ 0

عدم تساوی تعداد   گویه ها

871/ 0

ضریب دو نیمه سازی گاتمن

در روش بازآزمایی با فاصله زمانی سه هفته، نتایج نشان از همبستگی بالا ( 783/ 0) در سطح 01/ 0 بین اجرای اولیه و اجرای مجدد دارد. ضمن آنکه نتایج آزمون تی با نمونه های جفت نیز این نتایج را تأیید می کند. از این آزمون، زمانی استفاده می شود که دو نمونه از یک جامعه وجود داشته باشد و بخواهیم میانگین های آنها را با هم مقایسه کنیم (یاسمی نژاد و گل محمدیان، 1390، ص 89). ما نیز برای مقایسه نتایج اجرای اولیه و اجرای مجدد، که آیا تفاوت معناداری بین آنها وجود دارد یا خیر، از این آزمون استفاده کردیم.

جدول(4): آزمون تی با نمونه های جفت

میانگین

انحراف استاندارد

فاصله اطمینان

نمره تی

درجه آزادی

سطح معناداری

پایین تر

بالاتر

42856/ 2

00183/ 9

76893/ 2-

62607/ 7

009/ 1

13

331/ 0

با توجه به اینکه در جدول سطح معناداری برابر با 331/ 0 می باشد و از 05/ 0 بیشتر است، فرض صفر (بین میانگین نمره اجرای اولیه و اجرای مجدد تفاوت معنادار وجود ندارد) پذیرفته می شود و فرض خلاف (بین نمره اجرای اولیه و اجرای مجدد تفاوت معنادار وجود دارد) رد می شود. قرار گرفتن صفر در دامنه ستون فاصله اطمینان نیز نشان می دهد که نمی توان فرض صفر را رد کرد. بنابراین، بین میانگین نمره اجرای اولیه و اجرای مجدد تفاوت معنادار وجود ندارد. ضمن اینکه همبستگی بالای دو تست ( 785/ 0) در سطح معناداری 001/ 0 نشان از اعتبار آن دارد.

بحث و نتیجه گیری

بر این اساس، اعتبار پرسش نامه نقش پدر از دیدگاه اسلام در حد بالایی به اثبات می رسد. این امر حاکی از درجه ثبات و پایایی، قابلیت پیش بینی و دقت آزمون می باشد. براساس منابع اسلامی، مؤلفه های نقش پدری با توجه به آیات و روایات شامل یازده مؤلفه می باشد.

از آنچه گذشت، به دست می آید که پدر تنها وظیفه مالی بر عهده ندارد. این گونه نیست که وی صرفاً نان آور خانواده باشد، بلکه نفقه یکی از حقوق فرزند بر عهده پدر است. آنچه که از نفقه واجب تر است، تربیت نیکوست که این وظیفه نیز بر عهده پدر گذاشته شده است. اما متأسفانه در جامعه ما بیشتر به جنبه اقتصادی پدر توجه و بار تربیت بر دوش مادران گذاشته شده است. برخی وظیفه تربیتی پدر را منکر شده و اگر هم پذیرفته اند، به حداقل اکتفا کرده اند. بنابراین، در یک نگاه کلی می توان گفت: پدر در هر یک از مراحل رشد، وظیفه خاصی با توجه به نیازها و توانایی های فرزند بر عهده دارد. بخشی از این وظایف، تربیتی است که به دو شاخه غیراختصاصی و اختصاصی تقسیم می شود. وظایف غیراختصاصی آن دسته وظایفی است که در تمامی مراحل رشد جاری است. همچون محبت، احترام، تکریم مادر و الگودهی مثبت.

اما وظایف اختصاصی آن دسته از وظایفی است که در طی مراحل رشد، تغییر می کند؛ زیرا هر مرحله از رشد، شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد. این نگاه مرحله ای به رشد، مورد تأیید اسلام بوده و روان شناسی نیز آن را با توجه به علوم تجربی ثابت کرده است. در اسلام برای رشد کودک، سه مرحله بیان شده است: هفت سال اول (امیری)، هفت سال دوم (غلامی) و هفت سال سوم (وزیری). در مرحله اول رشد (هفت سال اول)، روایات، وظایفی را برای پدر تعیین کرده اند که شامل تغذیه با شیر مادر (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 40)، بازی با کودک (صدوق، 1412ق، ج 3، ص 484) و زمینه سازی برای آن می شود.

از این رو، در روایات تأکید شده است که به فرزندانتان اجازه دهید تا هفت سال بازی کنند. البته باید توجه داشت که تربیت در این هفت سال تعطیل نبوده، بلکه غیرمستقیم است (در قالب بازی، داستان، مسابقه و...). ضمن اینکه یادگیری مشاهده ای در این دوره از ارزش زیادی برخوردار است. به همین دلیل، از والدین بخصوص پدرها خواسته شده است که در مقابل فرزندانشان کارهای ناشایست انجام ندهند (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 50). در این مرحله، کودک آزادی عمل زیادی دارد، آن هم به این دلیل که هنوز قوه فهم و درک به درستی در او شکل نگرفته است. ازاین رو، توقع انجام رفتار کاملاً منطقی از او نابجاست. روایات نیز بر این امر تأکید کرده اند که کودک در این سن قدرت درک و فهم بسیاری از حقایق را ندارد. این امر با توجه به دو دسته از روایات به دست می آید:

1. روایاتی که بیان کرده اند فرزندانتان را زمانی امر به نماز کنید که به قوه فهم (اذا عقل) رسیده باشند (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 523).

2. روایاتی که بیان می کنند فرزندانتان را در هفت سالگی امر به نماز کنید (ابن حیون، 1385، ج 1، ص 422).

با توجه به این دو دسته روایات، کودک در حدود 7 سالگی قدرت درک و فهم (البته آن هم در سطح کودکی) پیدا می کند.

اما مرحله دوم رشد (هفت سال دوم)، در نگاه اسلامی مرحله غلامی معرفی شده است. پیاژه این مرحله را از حیث رشد اخلاقی مرحله «دیگر پیروی» اخلاقی نامیده است. در این مرحله، با توجه به اینکه کودک قدرت فهم پیدا کرده است و اطاعت پذیری او نیز بالاست، بهترین زمان برای شروع تعلیم (طبرسی، 1412ق، ص 220) و تأدیب (صدوق، 1412ق، ج 3، ص 492) فرزند می باشد. بنابراین، با توجه به روایات این مرحله، زمان شروع تعلیم و تأدیب است. این تعلیمات می تواند در حیطه آموزش های دینی شامل عقاید، اخلاق، احکام، آموزش های پایه و عمومی باشد.

ضرورت آموزش های دینی از این جهت است که پدر وظیفه نگهداری خانواده از آتش جهنم را دارد (تحریم: 6). این امر حاصل نمی شود مگر با آموزش های دینی که در نهایت منجر به تربیت دینی فرزندان شود. اما صرف آموزش های دینی، فرزند را کارآمد نمی سازد. تا بتواند بار زندگی را بر دوش گرفته و به سلامت به مقصد برساند. از این رو، برخی دیگر از آموزش ها نیز در روایات بیان شده است که می توان از آنها آموزش های پایه و عمومی یاد کرد. همچون سوارکاری، تیراندازی، نخ ریسی، شنا و... . در واقع، به گفته امام علی(ع) هر آنچه که فرزند برای آینده به آن نیاز دارد (ابن ابی الحدید، 1404ق، ج20، ص 333).

با شروع هفت سال سوم، فرزند ما وارد برهه ای از زندگی می شود که از حساسیت زیادی برخوردار است. دوران نوجوانی دوران بحران ها و عبور کردن هاست. دوران گذار از کودکی به بزرگسالی، دوران رها کردن هویت کودکی و به دست آوردن هویت بزرگسالی. با توجه به حساسیت این دوره، وظیفه پدر نیز مهم تر می گردد. در این پژوهش، وظایف پدر در نوجوانی در دو بخشِ کمک به شکل گیری هویت فردی نوجوان و کمک به شکل گیری هویت اجتماعی نوجوان بیان شد.

در بخش کمک به شکل گیری هویت فردی، پدر می تواند از طریق واگذاری مسئولیت (به کار گیری) به نوجوان، احترام به او، دوستی و مشورت کردن با او کمک کند تا او نیز به خود اعتماد کرده و هویت فردی اش به درستی شکل گیرد. اگر پدر وظیفه خود را در این بخش به خوبی انجام دهد، فرزندش نیز هویت خود را مبتنی بر اعتقادات دینی شکل خواهد داد؛ زیرا ویژگی بحران هویت، جست وجوگری برای پایبندی است. ازاین رو، احترام به نوجوان، مشورت و دوستی با او، کمک می کند تا او هویت خود را مطابق با هویت دوستش که همان پدرش است شکل دهد.

در بخش هویت اجتماعی، پدر می تواند با کمک به نوجوان برای شکل دهی به تعاملات اجتماعی مناسب با دیگران و کمک در انتخاب دوست و همچنین فراهم کردن زمینه های شغلی مناسب، که البته پایه های آن در مرحله قبل چیده شده است، هویت اجتماعی نوجوانش را شکل دهد. ثمره این شکل دهی در ازدواج و به مشارکت گذاشتن هویت فردی پیدا می شود. فراهم کردن زمینه ازدواج یکی از مهمترین وظایف پدر می باشد (طبرسی، 1412ق، ص 220).

بخش دیگر از وظایف پدر، شامل وظایف مالی است که از این بخش تحت عنوان «نفقه» در فقه یاد شده است. این بخش از وظایف، در واقع تأمین کننده نیازهای جسمانی فرزند می باشد. بنابراین، پدر اگر به هر دو این نیازها (جسمانی و روانی) توجه داشته باشد، می تواند فرزند صالحی تربیت کند که سبب آمرزش او شود (حر عاملى، 1409ق، ج 21، ص 476).

پدر، پس از انجام همه این اقدامات، در سه مرحله از رشد است که می تواند آسوده بوده که وظیفه اش را انجام داده است؛ زیرا به فرموده رسول خدا(ص) فرزندان سه تا هفت سال در اختیار پدرانشان هستند که آنها را تربیت کنند و بعد از این سه هفت سال، فرزند به حال خود رها می شود (طبرسى، 1412ق، ص 222).

از آنچه گفته شد به دست می آید که پدر تنها وظیفه مالی بر عهده ندارد، بلکه نفقه یکی از حقوق فرزند بر عهده پدر است. این مادر نیست که فقط نسبت به تربیت فرزندان مسئولیت دارد، بلکه این مسئولیت ابتدا متوجه پدر می باشد. اما متأسفانه به هر دلیلی، در جامعه معاصر صرفاً به جنبه اقتصادی پدر بیشتر توجه شده است.

منابع

ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله (1404ق)، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی.

اعزازی، شهلا (1376)، جامعه شناسی خانواده، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.

آدامز و همکاران (1373)، روان شناسی کودکان محروم از پدر، ترجمه خسرو باقری و محمد عطاران، تهران، تربیت.

بیابانگرد، اسماعیل (1386)، روش های تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی، چ دوم، تهران، دوران.

ثنایی، باقر و همکاران (1387)، مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت.

حر عاملى، محمد بن حسن (1409ق)، تفصیل وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع).

سرمد، زهره و دیگران (1385)، روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، آگاه.

صدوق، محمد بن على (1412ق)، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین.

طبرسى، فضل بن حسن (1412ق)، مکارم الأخلاق، چ چهارم، قم، شریف رضى.

کلینى، محمد بن یعقوب (1407ق)، الکافی، چ چهارم، تهران، دار الکتب الإسلامیه.

یاسمی نژاد، پریسا و محسن گل محمدیان (1390)، راهنمای کاربردی spss 17 در روان شناسی، علوم تربیتی و علوم اجتماعی، تهران، ارجمند.

Krampe, E.M. (2005), The father presence questionnaire.

Ancona, F. (1998), Crisis in America: Father absence. Commack, NY: Nova Science.

Biller, H. B. (1971), Father, child, and sex role. Lexington, MA: Heath.

David Popenoe, Life Without Father: Compelling New Evidence That Fatherhood and Marriage Are Indispensable for the Good of Children and Society (New York: The Free Press, 1996, p. 146.

Kyle D, (2000), Pruett, Fatherneed: Why Father Care is as Essential as Mother Care for Your Child, (New York: The Free Press, p. 17-34.

Lamb, M. E. (1981b), Fathers and child development: An integrative overview. In M. E. Lamb (Ed.), The role of the father in child development (Rev. ed., p. 1- 70). New York: Wiley.

Lamb, M. E. (Ed). (1976), The role of the father in child development. New York: Wiley.

Lamb, M. E. (Ed.). (1981c), The role of the father in child development (Third ed.). New York: Wiley.

Lamb, M. E, & et al. (1985), The role of the father in child development: The effects of increased paternal involvement. In B. B. Lahey & A. E. Kazdin (Eds.), Advances in clinical child psychology,v 8, p. 229- 266.

Lamb, M.E., (1997), ‘The development of father-infant relationships’, in Lamb (ed.), The Role of the Father in Child Development, 3rd edition, p. 104-120.

Mosely, J., & Thomson, E. (1995), Fathering behavior and child outcomes: The role of race and poverty. In W. Marsiglio (Ed.), Fatherhood: Contemporary theory, research, and social policy, (p. 148–165). Thousand Oaks, CA: Sage.

Popenoe, D. (1996a), A world without fathers: Consequences of children living with fathers, The Wilson Quarterly, v 20, p. 12-30.

منبع: فصلنامه روانشناسی دین – شماره 23


نگارنده : fatehan1 در 1394/2/13 8:37:11


نظرات :